گزارش برنامه علم کوه _ قسمت سوم


دوشنبه – 11 مرداد 89

هوای علم چال خیلی خوب بود ، آفتاب دلچسبی داشتیم و بچه ها کیسه خواب ها را روی چادرها انداخته بودند. ساعت نزدیک 11:30 بود که زویا، حسین، مهدی صامعی و سارا به سمت گردنه ی شانه کوه از کمپ راه افتادند. سمیرا هم تا سکو رفت تا با بچه های گروه آرش صحبت کند.

حسین از روی گردنه ی شانه کوه با اشکان تماس گرفت و از وضعیت هوای منطقه و بارش برف و شرایط  بچه های گرده اشکان را مطلع کرد و اشکان هم پیش بینی هوا را اعلام کرد؛ سایت mountain-forecast   که همچنان تا آخر هفته را صاف و آفتابی پیش بینی کرده بود، بنابراین اصلا قابل اطمینان نبود اما پیش بینی هواشناسی سایت  snow-forecast تا آخر هفته برای نزدیک ترین منطقه به علم کوه یعنی دیزین به این صورت بود :

سه شنبه : صبح : آفتابی و ابری

                عصر و شب :بارش برف

چهارشنبه :صبح :آفتابی

                  عصر و شب :باد آسمان باز

پنج شنبه : صبح : بارش

                 عصر و شب : بارش

 

نزدیک ظهر آقا بیان بارهای 3 نفر دیگر تیم را هم آورد، از حدود 13:30 دوباره بارش برف شروع شد.

ساعت نزدیک 15 بود که مینا بیسیم زد: "ما سیاسنگها هستیم" و بعد حسین با آقای بلند اختر صحبت کرد. بارش برف همچنان ادامه داشت.

ساعت حدود 17:30 بود که علی نکوئیان و حسین ساعدی و احمد میرزایی  به تیم اضافه شدند.

ساعت 18:15 بود که بچه های گرده در کف علم چال دیده شدند، هوا کاملا مه بود و بارش برف هم داشتیم، بچه ها به استقبال تیم گرده رفتند، همه از برگشتن بچه ها و سالم بودن آنها خوشحال بودند.

آخر شب هوا کمی باز شده بود، حرف هایی بین بچه های تازه وارد تیم و آقای بلند اختر برای کمک رسانی و نجات بچه های مشهد که روی دیواره مانده بودند رد و بدل شد.

 

سه شنبه 12 مرداد 89

6:30 صبح با صدای آقای بلند اختر که با بیسیم صحبت می کرد، سکوت کمپ شکسته شد.

قرار شد یک تیم به سرپرستی حسین بلند اختر، جهت امداد و کمک رسانی به بچه های مشهد که روی دیواره مانده بودند، از مسیر سیاه سنگها به سمت قله علم کوه حرکت کنند:

1.       حسین بلند اختر

2.       سمیرا صمیمی

3.       احمد میرزایی

4.       حسین ساعدی

5.       علی نکوئیان

سه نفر هم از بچه های مشهد:

6.       سهراب اکبری

7.       حمید صفرزاده

8.       مجتبی محمدزاده

·         البته تعدادی از بچه های گروه آرش هم از مسیر گرده آلمانها با کوله سبک حرکت کردند که سریعتر به قله برسند، اما متاسفانه بدلیل شرایط دشوار مسیر بخاطر بارش های مکرر، ساعت 11 شب و با خستگی بسیار به قله رسیده بودند.

کم کم همه از چادرها بیرون آمدند، بچه ها  هرکدام به نوبه ی خود مشغول کمک کردن بودند:

·         آماده کردن تجهیزات فنی و تکمیل کردن وسایل فردی بچه هایی که قرار بود برای کمک بروند

·         سمیه و امید در آشپزخانه صبحانه آماده می کردند

·         سرپرست هماهنگی های لازم را برای تجهیزات و وسایل و همچنین هماهنگی با تیم های مشهد و آرش انجام می داد

·         همچنین قرار شد چند نفر از  بچه های کمپ هم برای حمل کوله های تیم امداد تا بالای گردنه ی چالون بروند

سر انجام ساعت 8:15 تیم امداد و نجات به همراه حسین زمانیان، زهرا صفاریان، مهدی درخشنده، مهدی صامعی و سلیم حیدری (جهت حمل کوله ها ) به سمت گردنه چالون حرکت کردند.

ساعت 10:15 تیم به گردنه رسید، نفراتی که جهت حمل بارها رفته بودند به سمت علم چال بازگشتند و تیم امداد به سمت سیاه سنگها حرکت کرد.

ساعت 12:20 بود که صدای هلیکوپتر را از کف علم چال شنیدیم.

ساعت 13:25 از طریق بی سیم خبردار شدیم که هلی کوپتر 3 نفر از کوهنوردان با تجربه را در نزدیکی پناهگاه خرسان پیاده کرده و به کلاردشت برگشته است.

قرار بود که  از ظهر دوباره بارش برف داشته باشیم اما هوا آفتابی و خوب بود. بالاخره موفق شدیم یک وعده نهار در بیرون چادر و زیر نور آفتاب بخوریم؛ قاطی پلو که ترکیب سبزی پلو و لوبیا بود، به همراه سالاد کلم.


ü       گزارش برنامه تیم امداد:

-         ساعت 12:20 تیم امداد به جانپناه سیاه سنگها رسید

-         پس از شنیدن صدای هلی کوپتر، نفرات سعی کردند تا مکانی را جهت فرود هلی کوپتر آماده کنند

-         هلی کوپتر موفق به فرود نمی شود، بنابراین یک گونی حاوی 3 حلقه طناب استاتیک 50متری و 4 عدد پروترکشن را جهت تیم امداد رها می کند که متاسفانه لوازم فلزی آسیب می بیند

-         هلی کوپتر 3 نفر کوهنورد با تجربه را در نزدیکی "گردونه کوه" پیاده می کند

-         ساعت 15:30 تیم امداد به قله علم کوه می رسد

-         حسین بلند اختر تیم را به گروههای مختلف تقسیم می کند و به هر گروه وظیفه ای محول می شود:

·         پناهگاه خرسان

·         چادر قله

·         تیم حمایت قله

·         تیم امداد دیواره

-         سه نفر کوهنورد دیگر بهمراه یک دستگاه دریل شارژی از راه می رسند:

1.       حسن گرامی

2.       امید آمحمدی

3.       حسین هیزم کار

-         16:15 حسین بلند اختر عملیات فرود و ثابت گذاری را آغاز می کند

-         حسن گرامی و امید آمحمدی پشت سر حسین بلند اختر بر روی دیواره فرود می روند

-         به دلیل ایمنی بیشتر کارگاه ها،کلیه کارگاه ها رول کوبی می شود که با توجه به شرایط جوی و سرمای هوا بسیار وقت گیر بوده و مقداری از کار در تاریکی شب انجام می شود

-         پس از 4 طول فرود، حسین بلند اختر به فاصله 10 متری بالای سر تیم مشهد می رسد، اما بدلیل اینکه کارگاه های فرود در امتداد کارگاه مشهدی ها قرار نداشته، رسیدن به کارگاه مشهدی ها با دشواری انجام می شود

-         23:30 تیم امداد به مرتضی و محمد (تیم مشهد) می رسند

...ادامه دارد


عکسها : زویا نیکنام

سارا امینی

حسین یوسف زمانیان

گزارش برنامه : زویا نیکنام

 گزارش برنامه تیم امداد: حسین بلند اختر

عکسهای تیم امداد: حسین ساعدی احمد میرزائی


-         گزارش برنامه علم کوه_قسمت اول: http://utmc.blogfa.com/post-361.aspx

-         گزارش برنامه علم کوه_قسمت دوم: http://utmc.blogfa.com/post-362.aspx

 

گزارش برنامه کلکچال شبانه

تاریخ اجرای برنامه : 28و29/5/89

 سرپرست : سجاد مدنی

مسئول فنی : مینا طاهری

کمک سرپرستان : بابک قرتی ، یلدا قربانی و نسترن سعادتی

جلودار : داود کریمی

عقب دار : بهاره غلامی  

به دلیل بسته بودن پناهگاه کلکچال در ماه رمضان برای سبک تر بودن وسایل افطار تصمیم گرفتیم از مسیر شیرپلا قله را صعود کنیم. به همین دلیل قرارمون را پنج شنبه ساعت 5 میدان سربند شد. ساعت 4:45 دقیقه سه نفر از بچه برای چیدن سفره افطار حرکت کردند که به سرعت بیشتر، زود تر به پناهگاه برسند. متأسفانه به دلیل تأخیر تعدادی از دوستان 30دقیقه تأخیر در حرکت به وجود آمد. ساعت 5:45 دقیقه بعد معارفه اول برنامه، تیم اصلی که شامل 22 نفر می شدند شروع به حرکت کردند. ابتدای مسیر با سرعت حوبی شروع به حرکت کردیم ولی کم کم به علت روزه دار بودن سرعت را کمتر کردیم تا فشار کمتری به بچه ها وارد بشه. ساعت 7:30 دقیقه به هلال احر رسیدیم و برای استراحت توقف کردیم. مینا طاهری که با هماهنگی سرپرست دیرتر حرکت کرده بود، موقع استراحت به ما رسید. بعد از استراحت 15 دقیقه ای برای اینکه زودتر به پناهگاه شیرپلا برسیم و برای صعود به قله زود تر آماده بشیم، سرپرست تصمیم گرفت که تیم حرکت کند و بچه ها روزشون رو در مسیر باز کنند. ساعت 8:50 دقیقه شروع به حرکت کردیم. از اینجا به بعد دست به سنگ های مسیر شروع شد و به سرعت تیم را خیلی پایین آورد. از طرفی دیگر سه نفر از بچه ها به علت خستگی زیاد و البته روزه داری با سرعت بسیار پایینی حرکت می کردند. به همین دلیل بابک قرتی و بهاره غلامی به همراه آن سه نفر با فاصله از تیم حرکت کردند.

ساعت 8:12 دقیقه نزدیک یکی از آبشار ها بودیم که اذان شد. بچه ها برای خوردن آب و رفع تشنگی 10 دقیقه توقف کردند ولی جلودار به همراه چند نفر کمی جلو تر بودند و متوجه توقف نشدند و به راه خود ادامه دادند و کمی فاصله بین تیم افتاد که البته بعد از عبور از دو پله توقف کردند تا بقیه تیم هم به آنها برسد. ساعت 9 دقیقه تیم به پناهگاه شیرپلا رسید و مورد استقبال دوستانی که زودتر حرکت کرده بودند قرار گرفت. البته تیمی که عقب افتاده بود به همراه سر پرست حدود ساعت 9:30 دقیقه به پناهگاه رسید. حدود ساعت 9:50 دقیقه مسئول پناهگاه چراغ سالن بوفه را خاغموش کرد و اعلام کرد که همه باید سالن را ترک کنند یا به خوابگاه بروند و یا از ساختمان پناهگاه خارج شوند. سرپرست برای کسانی که می خواستند در پناهگاه بمانند بلیط تهیه کرد و تیم قله به سرپرستی مینا طاهری آماده حرکت شد. ولی به دلیل مشکلاتی که با مسئولین پناهگاه پیش آمد سرپرست تصمیم گرفت که کسانی که قصد ماندن دارند در محوطه پشت پناهگاه بمانند.

ساعت 10:10 دقیقه تیم 10 نفره قله حرکت کردند و بقیه تیم در محوطه پشت پناهگاه ماندند. حدود ساعت 11 تیم به گردنه کلکچال رسید و برای استراحتی کوتاه توقف کرد. به دلیل خستگی دو نفر از اعضای تیم با تصمیم سرپرست داود کریمی به همراه آن دو نفر برگشتند و بقیه تیم به مسیر خود ادامه داد. ساعت 12:30 دقیقه قله کلکچال صعود شد. ( حدود ساعت 12:30 سه نفر جدا شده از تیم قله به شیرپلا رسیدن.) به دلیل هوای خوب تیم 30 دقیقه روی قله توقف داشت و حدود ساعت 1:00 از قله به سمت گردنه حرکت کردیم. ساعت 1:20 دقیقه با تصمیم سرپرست به دلیل خواب آلودگی ، تیم استراحتی نسبتا طولانی داشت و تا ساعت 2 توقف کرد و در ساعت 3:30 دقیقه به شیرپلا رسیدیم. ساعت 4 در پناهگاه باز شد و برای خوردن سحری و کمی استراحت وارد پناهگاه شدیم. ساعت 6:10 بعد از کمی استراحت از مسیر دره اسون ب سمت سربند حرکت کردیم و ساعت 9:10 دقیقه به میدان سربند رسیدیم. البته در راه هر قبل از هتل اسون ، توقف داشتیم که جلسه انتقاد و پیشنهاد هم همانجا برگزار کردیم.

 

گزارش برنامه اندرسم

  تاریخ اجرای برنامه :  9،10،11،12 شهریور ۱۳۸۹

سرپرست : احمد میرزایی

مسئول فنی: حسین ساعدی

 

مبدأ و ساعت حركت: اميرآباد مقابل دانشكده فني، 5:20 سه شنبه 9 شهريور

تيم 15 نفره به وسيلة يك دستگاه ميني بوس به سمت جاده چالوس حركت كردند. بعد از تونل كندوان سمت چپ جاده فرعي خاكي به طول 8 كيلومتر وجود دارد كه به سمت ايستگاه كه بلا استفاده و نيمه كاره است، ميرود. بعد از برداشتن يكي از اعضا از كرج حدود ساعت 9 به ايستگاه رسيديم.

چهارشنبه 10 شهريور

ساعت 6:30 بيدارباش، ساعت 7 تا 7:30 صبحانه

ساعت 8:30  بعد از حصول اطمينان از آببندي وسايل،  در جهت جنوب غربي موقعيت جغرافيايي از روي يال به سمت دره اندرسم به راه افتاديم. در ساعت 1:20 به اولين رودخانه رسيديم. استراحت براي صرف ناهار. بعد از گذشتن از يك گوسفندسرا و نيزارها حدود ساعت 4:30 به چاله­اي رسيديم حدود 3 متر كه پريديم. ساعت 5:15 به اولين آبشار رسيديم كه حدود 5 متر ارتفاع داشت. از آنجايي كه يك تيم 16 نفري ديگر جلوي ما قرار داشت و در حال فرود بودند، سرپرست تصميم گرفت كه با حمايت تسمه تيم ما با پريدن اين آبشار را رد كند. حوضة آبگير زير آبشار زياد بود ولي شدتش زياد نبود. با انداختن كارابين در طناب و گرفتن ته طناب توسط يكي از بچه­ها، همگي اين آبشار را رد كرديم. نيم ساعت بعد به محل خواب رسيديم.  بعد از صرف شام، سرپرست بعد از مشورت با تيم تصميم گرفت كه دو تيم يكي شوند تا هيچ كدام از تيم­ها روز بعد به تاريكي نخورد.

پنج شنبه 11 شهريور

ساعت 7:40 با لباسهاي نيمه خيس حركت كرديم. 45 دقيقه بعد به اولين آبشار رسيديم. اين آبشار كلاهكي، 7 متر ارتفاع، حوضة آبريز كم عمقي داشت. آبشار سوم داراي كارگاه طبيعي، حدود 14 متر ارتفاع و حوضة آبريز نسبتاً عمیق بود.  این آبشار دو مرحله­ای بود. بعد از اين آبشار از مسير ريزشي سنگهاي بزرگ كه از سمت چپ به دره مي­ريزند رد شديم و وارد جنگل شديم بعد از حدود 2 ساعت راهپيمايي به آبشار بعدي رسيديم. این آبشار دارای کارگاه مصنوعی، کلاهکی با فرود نسبتاً مشکل به ارتفاع 15 متر با حوضه آبریز زیاد. آبشار پنجم با کارگاه مصنوعی، فرود کلاهکی مشکل با حوضه آبریز عمیق و شدت آب به ارتفاع 14 متر. بعد از این آبشار چاله­ای به ارتفاع 3 متر بود که در آن پریدیم. در ادامه مسیر در دره که حالا تنگتر شده بود به آبشار ششم رسیدیم. البته این فرود بدون آب بود با کارگاه طبیعی به ارتفاع 14 متر و  فرود آسان. بلافاصله بعد از آن آبشار هفتم بود. آبشاری با کارگاه ترکیبی به ارتفاع 20 متر با فرود مشکل و کلاهکی حوضه آبریز خیلی کم. کمی بعد به آبشار هشتم می­رسیم. آبشاری با کارگاه ترکیبی به ارتفاع 10 متر با حوضه آبریز زیاد و فرود کلاهکی آسان. بعد از این، طی 1 ساعت راهپیمایی در رودخانه حدود ساعت 5 عصر به محل خواب بعدی رسیدیم که در بالای سمت راست رودخانه قرار داشت. تا همه تیم برسند ما شروع به جمع آوری هیزم و روشن کردن آتش کردیم. نزدیک غروب تیم 4 نفره­ای از بچه­های دانشکده فنی به آنجا رسیدند ولی به دلیل کمبود جای خواب سرپرست آنها را راهنمایی کرد که بعد از آبشار بعدی محل مناسبی برای خواب آنها هست.

جمعه 12 شهریور

با فاصله کمی از محل خواب آبشار نهم قرار داشت. با کارگاهی ترکیبی به ارتفاع 8 متر و حوضه آبریز نسبتاً کم و فرود کلاهکی آسان. بعد از نیم ساعت رودخانه نوردی به آبشار دهم می­رسیم. برای تسریع در فرود دو کارگاه زده شد، یکی طبیعی، طولانی تر بدون حوضه آبریز و فرود آسان؛ دیگری مصنوعی، کوتاهتر و حوضه آبریز اندک و فرودی آسان. کمی بعد به آبشار یازدهم میرسیم. در این آبشار نیز دو کارگاه زده میشود. یکی ترکیبی، با فرود نسبتاً سخت به ارتفاع 10 متر و حوضه آبریز زیاد؛ دیگری مصنوعی به همان ارتفاع و حوضه آبریز زیاد همراه با شدت آب اما فرود آسانتر. به فاصله کمی به آبشار بعدی یعنی دوازدهم میرسیم. این آبشار دارای کارگاهی مصنوعی، فرود کلاهکی نسبتاً مشکل و حوضه آبریز زیاد به طول 12 متر است. 20 دقیقه بعد به آبشار سیزدهم میرسیم. برای زدن کارگاه در این آبشار مجبور به ............ شدیم که وقتگیر بود. برای همین بچه­ها در اینجا مدتی استراحت کردند. در اینجا نیز دو رشته طناب ریخته شد. ارتفاع این آبشار 20 متر، کارگاه ترکیبی با حوضه آبریز کم و فرود نسبتاً آسان. بعد از گذر از رودخانه به آبشار چهاردهم میرسیم. یک سیم بکسل نمره هشت به طول تقریبی یازده متر به صورت تراورز بر روی این آبشار نصب شده تا به کارگاه فرود آبشار برسیم. بچه ها با انداختن تسمه حمایت و سر خوردن به کارگاه رسیده و نوبتی فرود آمدند. آبشار دارای کارگاهی طبیعی؟ به طول 10 متر و فرود آسان با حوضه آبریز کم است. به فاصله کمی به آبشار آخر میرسیم. این آبشار تنها آبشاری است که هنگام فرود مستقیماً آب روی فرد میریزد. دارای کارگاه مصنوعی و فرود دو مرحله­ای نسبتاً مشکل است. حوضه آبریز آن تا حدی زیاد است. با طي مسافتي كوتاه در سمت راست رودخانه به سنگ صاف و بزرگي ميرسيم كه براي ادامه مسير بايد از آن عبور كنيم. طناب پلاستيكي براي كمك گرفتن قرار داشت اما بچه­ها كارگاهي زدند و با حمايت كردن تيم از آن مانع بزرگ و لغزنده عبور كردند. بعد از حدود 2 ساعت به یک محل استراحت میرسیم و با روشن کردن آتش اندکی خستگی راه را بدر میکنیم. در این فاصله تیمهای زیادی را میبینیم که از آبشارها درآمدند. حدود ساعت 5 به روستاي چهارباغ رسيديم. راننده ميني­بوس منتظر ما بود. بعد از تعويض لباس و استراحتي كوتاه به سمت تهران حركت كرديم و ساعت 12 نيمه شب به تهران رسيديم.           

باسپاس از تمام بچه های انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران وهماهنگی شورای انجمن

تشکر ویژ از خانم باقری برای تهیه گزارش برنامه

گزارش نویس: احمد میرزایی

                                

                                                          

 

گزارش برنامه علم کوه _ قسمت دوم


شنبه - 9 مرداد 89


صبح ساعت 7 زویا و امیر برای آماده کردن صبحانه، زودتر از بقیه بیدار شدند و حدود ساعت 8 همگی مشغول خوردن صبحانه شدیم؛ صبحانه ی ما پنیر، گردو، مربا، خامه شکلاتی و چای بود.

قبل از حرکت اردوان و محمود پناهگاه را با جارو زدند و حسابی تمیز کردند، ساعت 9:40 به سمت علم چال حرکت کردیم؛ هوا خیلی خوب بود.

اول مسیری که به "مورن"ها می رسیم سرپرست تیم را نگه داشت و نکاتی را در مورد عبور از این قسمت و دقت بیشتر بچه ها گوش زد کرد.

"مورن"ها علاوه بر اینکه لغزنده هستند ، خیلی هم قشنگ هستند ؛ آدم از راه رفتن روی اونها لذت می بره !


بازهم زویا به همراه مسئول فنی و مربی جلوتر از تیم به سمت علم چال حرکت کرد تا از بچه ها عکس و فیلم بگیره. ساعت 12:15 بود که تیم به علم چال رسید. سمیه و امید غذا گرم کردند و با آب جوشی که توی فلاسکها  داشتیم کاپوچینوی دلچسبی خوردیم .

بعد از نهار پسرها بهمراه مربی مشغول ساختن دستشوئی صحرائی شدند.

ساعت 15:30 بود که قاطرها رسیدند.بعد از برپا کردن چادرها، زویا و امید برای درست کردن شام به آشپزخانه رفتند و بقیه مشغول سر و سامان دادن به وضع چادرها و آوردن آب شدند.

ساعت 19:15 جلسه ای باحضور مربیو اعضای تیم گرده تشکیل شد تا برنامه ریزی نفرات برای صعود گرده انجام شود.

 پس از صحبت مربی و سرپرست با کلیه اعضای تیم، برنامه تیم گرده به این صورت مشخص شد:

1.       یکشنبه 10 مرداد؛ تیم اول : حسین بلند اختر مینا طاهری محمود عدالت منش امید علمداری

2.       سه شنبه 12 مرداد؛ تیم دوم: حسین بلند اختر سمیرا صمیمی حسین یوسف زمانیان مهدی صامعی مهدی درخشنده زویا نیکنام سارا امینی

بعد از صرف شام که سوپ و استانبولی بود، سرپرست برنامه ی فردا را برای بچه ها توصیح داد:

1.       حرکت تیم گرده به سرپرستی حسین بلند اختر؛ 5:30

2.       حرکت برای صعود قله ی علم کوه از مسیر سیاه سنگها؛ 8:00

·         همچنین در مورد وسایل مورد نیاز تیم قله توضیحاتی داده شد.

بعد از شام، زویا و سمیه مشغول درست کردنِ کوکوی سیب زمینی برای بچه های تیم گرده شدند که در آخر به پوره تبدیل شد! (بخاطر ترجیح به عدم استفاده از روغن)، هوا خیلی خوب بود و مه مسیر گرده و سیاه سنگها را در برگرفته بود.

 

یکشنبه - 10 مرداد 89

حدود ساعت 2:30 بامداد بود که بارش برف شروع شد و یکساعتی ادامه داشت و قطع شد ولی هوا همچنان ابری بود، ساعت 4:30 سرپرست با مربی در مورد وضعیت جوی مشورت کرد و قرار شد که تا مساعد شدن هوا صبر کنیم.

بالاخره حدود ساعت 6:30 بود که ظاهرا هوا مساعد شد و با تصمیم مربی و سرپرست قرار شد تیم گرده آماده حرکت بشه.


زهرا مسئول درست کردن صبحانه بود. ساعت تقریبا 7:30 بود که همه برای صبحانه آمده بودند.

بچه های گرده ساعت 8 بعد از گرفتن عکس حرکت کردند.


ساعت 8:15 هم بچه های قله راه افتادند.


زویا، اردوان، سمیه، مهدی صامعی و مهدی درخشنده در کمپ ماندند و به کارهای کمپ رسیدگی کردند (آوردن آب، درست کردن غذا، شستن ظرفها و..)


1.       گزارش تیم سیاه سنگها:

8:15 حرکت از کمپ

9.40 رسیدن به گردنه چالون

از صبح مه بود و ابرها هم از سمت حصارچال به سمت علم چال می آمدند


ساعت 13:00 بدلیل شرایط جوی و درارتفاع 4500 متری، سرپرست تصمیم به بازگشت تیم می گیرد

ساعت 13:15 مه شدید شده بود

13:30 بارش برف شروع شد

14:10 تیم به جانپناه سیاه سنگها رسید و استراحت کرد


14:40 تیم به سمت گردنه چالون حرکت کرد؛ بارش برف شدید شده بود


در بازگشت بخاطر لغزنده شدن مسیر سیاه سنگها، امیر فراهانی از یک ارتفاع 3-4 متری پرت شد که خوشبختانه آسیب جدی ندید

بخاطر ایمنی بیشتر در هنگام عبور از سیاه سنگها، تیم قسمتهای زیادی از مسیر را با استفاده از طناب انفرادی عبور کرد


در فاصله ساعت 18:45 تا 19:15 دقیقه، تیم سیاه سنگها به کمپ رسیدند.

تیم علم کوه از مسیر سیاه سنگها :حسین یوسف زمانیان سمیرا صمیمی زهرا صفاریان امیر فراهانی سارا امینی ریحانه رمضانپور سلیم حیدری محمد امین افتخاری.

 

2.       گزارش تیم گرده آلمانها:

بچه های تیم گرده نیز از حدود ساعت 1 بعدازظهر با بارش برف مواجه می شوند، اما تا تاریکی هوا به صعود خود ادامه می دهند و نهایتا شب را در نزدیکی "سنگ سماور" بیواک می کنند.


..ادامه دارد


عکسها : زویا نیکنام

سارا امینی

حسین یوسف زمانیان

- گزارش برنامه : زویا نیکنام

 

 -         گزارش برنامه علم کوه_قسمت اول: http://utmc.blogfa.com/post-361.aspx