درگذشت مادر عزیز و بزرگوارتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنیم. هرچند که تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما.
امیدواریم خداوند متعال ایشان را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و به شما و خانواده عزیز صبر و اجر عنایت فرماید.
درگذشت مادر عزیز و بزرگوارتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنیم. هرچند که تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما.
امیدواریم خداوند متعال ایشان را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و به شما و خانواده عزیز صبر و اجر عنایت فرماید.
انجمن پزشکي کوهستان در نظر دارد در نيمه دوم بهمن ماه سال جاري دوره آموزشي "اصول سرپرستي در برنامههاي کوه نوردي" را در تهران برگزار کند.
به گزارش میراث آریا(chtn) با توجه به اينکه بسياري از حوادث کوه نوردي ناشي از عدم سرپرستي دقيق و آشنا نبودن سرپرستان به وظايف خود است انجمن پزشکي کوهستان بر آن است تا با برگزاري دوره آموزشي فوق از يکي از علل اصلي بروز حوادث که همان عدم آشنايي سرپرستان برنامههاي کوه نوردي و مسؤولان گروهها و هيأتهاي کوه نوردي به وظايف سرپرستي است بکاهد.
مباحث و طرحهاي آموزشي اين دوره
انجمن کوهنوردان ایران برای چهارمین سال پیاپی، جشنواره یخنوردی را برگزار میکند.
این جشنواره نیز همچون سالهای قبل با هدف:
• گردهمایی یخنوردان سراسر کشور و تبادل دانش فنی و تجربیات آنها
• آشنایی تازهکاران با رشتهی یخنوردی و درایتولینگ
• رشد سطح فنی یخنوردی و آشنایی با تکنیکهای جدید
• تمرین و صعود آبشارهای منطقه
و در منطقه
به نام تنها لایق پرستش
عنوان برنامه : صعود قله آتشکوه
تاریخ اجرا : جمعه 17/10/89
کادر سرپرستی:
۱- سرپرست : حسین یوسف زمانیان
۲- راهنما : محمد رهبری
۳- مسئول فنی : ژیلا حقیقی
۴- مسئول امداد : مینا طاهری
۵- گزارش نویس : مهدی صامعی
سایر نفرات تیم: ۶- امیر فراهانی ۷- اشکان رضوانی ۸- حسین ساعدی ۹- محمد کاغذلو ۱۰- بهاره غلامی ۱۱- شیما فکار
۱۲- لاله شاه محمدی ۱۳- امیدرضا بیات ۱۴- هادی بهادری ۱۵- علی اسدی۱۶- سارا امینی ۱۷- میثم فهیمان ۱۸- باقر حکیم
اطلاعات عمومی منطقه :
قله آتشکوه با ارتفاع 3850 متر در منطقه لواسانات استان تهران و در بخش مرکزی رشته کوه البرز قرار دارد.
براي صعود به اين قله بايد از قسمت شمال شرقي شهر تهران به سمت جاده لواسانات رفت و پس از آن جاده آسفالت را به سمت شرق ادامه داد؛ پس از طي هفت كيلومتر به روستاي افجه مي رسيد.پس از عبور از روستا به سمت شمال و شرق به جاده ی کوهستانی می رسید که به دشت هویج منتهی می شود.
از دیگر قلل منطقه می توان ریزان، پرسون و ساکا را نام برد که دشت هویج را احاطه کرده اند و به ترتیب حدود 3600 و3100 و3300 متر ارتفاع دارند.

شرح برنامه :
ساعت 5 صبح روز جمعه 17 دی روبروی در دانشکده فنی دانشگاه تهران واقع در امیر آباد قرار حرکت بود.5:10، به دلیل تأخیر مینی بوس، به سمت روستای افجه حرکت کردیم. بدلیل کمبود وقت صبحانه را در مینی بوس خوردیم.
ساعت 6:50 در روستای افجه پیاده شدیم.، بدلیل حجم نسبتا کم برف، به دشت هویج نرفته و مستقیما به سمت "دشت گردو" حرکت کردیم، حدود ساعت 9 به دشت گردو رسیدیم.
پس از حدود 10 دقیقه استراحت و کم کردن لباس تیم شروع به حرکت کرد، در ادامه مسیر به طرف یال سمت چپ دشت حرکت کردیم که سنگی و با شیب تند تری نسبت به قبل بود، ساعت 10:30 حدود 10 دقیقه استراحت کردیم. باد ملایمی در ادامه ی مسیر بود و مه نیز شروع شده بود. با شروع مه و کم شدن دید، تیم بدون فاصله حرکت می کرد.11:30 به خط الرأس سنگی رسیدیم که نیاز به کمی احتیاط داشت و سرعت تیم کمی پایین آمد. بنا به پیشنهاد راهنما، بار تیم را سبک کردیم و تعدادی از کوله ها را روی خط الرأس گذاشتیم تا ادامه ی مسیر که کمی دست به سنگ بود با سرعت بیشتری طی شود.
مه جلو دید را گرفته بود و به ناچار سرعت تیم کم شده بود، تا ساعت 13:40 به سمت قله حرکت کردیم، تقریبا در فاصله 1 ساعتی قله، به دلیل کمبود وقت و ناپایدار بودن شرایط جوی، سرپرست تصمیم به برگشت گرفت.

حدود ساعت 15 به کوله هایی که بر روی خط الراس گذاشته بودم، رسیدیم. پس از کمی استراحت به سمت پایین حرکت کردیم و حدود ساعت 17 به "دشت گردو" رسیدیم. 15 دقیقه ای جهت صرف نهار و استراحتی کوتاه توقف داشتیم، در ساعت 18:30 به روستا رسیدیم و سوار مینی بوس شدیم.
ساعت 20:30 در مقابل دانشکده فنی، برنامه به پایان رسید.









تاريخ اجرا :3/10/89
کادر سرپرستي:
سرپرست: زهرا صفاریان
راهنما: محمد رهبری
مسئول فني: مینا طاهری
مسئول امداد: زهرا صفاریان
مسئول محيط زيست: همه گروه
تعداد افراد شرکت کننده: 19 نفر
اطلاعات عمومي منطقه:
نام منطقه: جاده فشم- روستای آبنیک
قله(ها): خرسنگ شمالی 3952 متر ، خرسنگ جنوبی 3940 متر
وضعيت چشمه هاي منطقه : رودخانه تا دشت جانستون
انواع مسير ( زمستانه و تابستانه): قله ی خرسنگ را می توان از سه مسیر صعود کرد – اول یال غربی که از اول جاده ی گرمابدر به خاتون بارگاه آغاز می شود (یال زمستانی) – دوم مسیر جنوبی که از روستای گرمابدر صعود می شود (کاملاً دست به سنگ) – سوم مسیر شمال شرقی (نرمال) از روستای آبنیک، که با مسیر صعود قله ی جانستون تا دوراهی دره غار بیوک هم مسیر می باشد.
|
ميزان برف در زمستان: زیاد |
|
|
میزان آنتن دهی موبایل: بعد از روستا آنتن نداشتیم شيوه رسيدن به منطقه: وسیله نقلیه(جاده ی فشم ،بعد از گذشتن از روستای لالان روستای آبنیک در سمت چپ جاده قرار دارد.) نوع وسيله نقليه: مینی بوس فاصله تهران تا مبدا صعود: 30کیلومتری شمال شرق تهران (12 کیلومتری شمال شرق فشم) مبدا صعود: روستای آبنیک ارتفاع مبدا صعود: 2400 متر طول و عرض جغرافیایی نقاط مهم: نقاط GPS آب نیک : E 51 37 .072 نقاط GPS دشت جانستون : E 51 37.359 E 51 38.330 N 35 59.429 N 36 00.816 N 36 01.598 مکانهاي مناسب چادر در تابستان: دشت جانستون و یا غار بیوک مکانهاي مناسب چادر در زمستان: دشت جانستون و یا غار بیوک وسايل شخصي مورد نياز: لباس گرم، هد لامپ، دستکش، کلاه، گتر وسايل گروهي مورد نياز: طناب انفرادی، کلنگ |
|
روستاهای واقع در طول مسیر، وضعیت جاده، گویش و فرهنگ مردم منطقه، آثار باستانی، وسایل فنی مورد نیاز، ...)
شرح کامل گزارش:
خرسنگ مجموعه ای از چند قله می باشد که در منطقه البرز مرکزی قرار داشته و شاید بتوان نام آنها را خرسنگ کوه گذاشت . بر روی خط الراس بلندی است که از گردنه یونزا شروع شده و با عبور از قله های یونزا ، اشتر ، خاتون بارگاه و گیزنو به خرسنگ شرقی ، خرسنگ بزرگ ، خرسنگ غربی و توسط گردنه لاری گردن (ولاره) به خرسنگ شمالی رسیده و از آنجا به قله های نسی جر ، جانستون ، وزواها و در نهایت گردنه وزوا می رسد . ادامه این خط الراس به سمت قله برج و از آنجا در دو شاخه یکی به سمت خلنوها و پالون گردن و نرگس ها و دیگری به سمت سرکچال ها و کلون بستک امتداد می یابد . خرسنگ به این دلیل به این نام نامگذاری شده که در قله سنگ های بزرگی وجود دارد . این قله در شمال آبادی گرمابدر ، آب نیک و در غرب دشت لار قرار دارد . از جنوب به قله خاتون بارگاه و گردنه یونزار و قله کاسونک منتهی می گردد و از شمال توسط گردنه ولاره به قله ۳۸۵۰ متری خرسنگ شمالی و قله جانستون و خلنو ختم می شود .:
قرار حرکت ساعت 4:30 صبح از روبروی دانشکه فنی بود که به علت تاخیر ماشین و و مشکلی که برای یکی از بچه ها پیش آماده بود ساعت 5:00 صبح به طرف روستای آبنیک واقع در جاده فشم حرکت کردیم. ساعت 6:30 صبح به روستای آبنیک رسیدیم. حدود 15 دقیقه صرف بستن کفش ها کردیم و سپس مسیر قله را پیش گرفتیم.. بعد از نیم ساعت از حرکت باید از رودخانه عبور می کردیم که به علت یخ زدن کنده درخت که به عنوان پل بود کمی عبور کردن را دچار مشکل کرده بود. نرسیده به دشت برف منطقه هنوز کم بود و بعد از دو ساعت یک توقف 20 ذقیقه ای برای صبحانه کردیم و سپس به راهمان ادامه دادیم. برف منطقه کم بود و نیازی به برف کوری سنگین نداشت و برای تمرین به نوبت برف کوبی می کردیم. قبل از رسیدن به خط الراس زیر قله شمالی خرسنگ شیب نسبتا تندی داشتیم که سرعت تیم را گرفت. ساعت 12 به خط الراس رسیدیم و برای 15 دقیقه استراحت کردیم. باد سردی شروع به وزش کرده بود و به علت برف زیاد جبهه شمالی قله گترها را به پا کردیم. ساعت 13 به traverse زیر قله رسیدیم ( ارتفاع 3700 متر) ولی به علت برف زیاد و یخ زگی این قسمت وکمبود زمان و با توجه به اینکه هواشناسی اعلام هوای بد را برای بعد از ظهر کرده بود و ابرهای باردار هم به سویمان می آمدند تصمیم به بازگشت گرفتیم. در طول مسیر برگشت نیز وزش باد ادامه داشت. ساعت 15:30 یک توقف 20 دقیقه ای برای صرف ناهار داشتیم و ساعت 18 سوار مینی بوس شدیم و ساعت 20:30 به دانشگاه فنی رسیدیم.
تاریخ برگزاری : ۲۱ آبان ۱۳۸۹
سرپرست : سمیه باقری
راهنما: آقاي جليلوند از گروه هفت خوان كرج
مسئول فني: علی نکوئیان
مسئول امداد: زهرا صفاریان
گزارش نويس: مهدي صامعي
از ۴۳ نفري که ثبت نام کرده بودند، ۳۱ نفر در ساعت مقرر (۴:۳۰) روبروی در دانشکده فنی دانشگاه تهران حاضر شدند. ساعت ۴:۳۵ به سمت کرج حرکت کردیم. ۳ نفر به علاوهی ۲ راهنما ساعت ۵:۲۵ در کرج به ما ملحق شدند و تعداد کل افراد ۳۶ نفر شد و در همانجا نماز هم خواندیم و ساعت ۵:۳۰ به سمت وارنگرود که بعد از گچسر، جاده دیزین، خروجی وارنگرود بود حرکت کردیم. ساعت ۶:۵۵ به آنجا رسیدیم. در روستا آنتن نداشتیم. توضیحات راهنما مبنی بر قابل دسترسی بودن بسیاری از قلل ۴۰۰۰ متری از جمله آزادكوه از این روستا را شنیدیم و بعد از معارفه، ساعت ۷:۰۸ از مسیر کنار رودخانه شروع به حرکت کردیم. بايد توجه داشت كه در اينجا راه فرعي به سمت راست است كه نبايد آن را برويم. ساعت ۷:۳۰ به شیب رسیدیم و از مسیر آب نیز جدا شدیم. بعد از حدود ساعت ۴۰ دقيقه حركت در شيب روی خط الرأس قرار گرفتيم. استراحت در ساعت ۸:۵۰ تا ۹ بود. در ساعت ۹:۳۵ به مسیری رسیدیم که برف داشت وتیم برای پوشیدن گتر و دستکش توقف کرد و ۴ نفر به دليل نداشتن كفش مناسب و آمادگي جسماني لازم به همراه يكي از افراد باتجربه همانجا ماندند تا بعد از كمي استراحت به سمت روستا برگردند. ساعت ۱۰ بقيه تيم شروع به ادامهی حرکت کرد، که پس از حدود ۱۰ دقیقه ۴ نفر دیگر خود را به تیم پایین رساندند و با آنها به سمت اتوبوس حرکت کردند. پس از گذشتن از مسیر نسبتاً پر برف در ساعت ۱۰:۵۰، ده دقیقه استراحت کردیم. برف منطقه تازه و پودري بود و حركت در آن به خصوص براي افراد تازه كار مشكل. در قسمتي از مسير دست به سنگ نيز داشتيم. استراحت بعدی در ساعت ۱۲:۱۵به مدت ده دقیقه بود. حدود ساعت ۱۲:۵۵ روی یکی از گردنهها آنتن داشتیم. در ساعت ۱۳:۱۵ به دليل اينكه دو نفر از افراد از ناحيه مچ پا دچار مشكل شدند و سرعت تيم خيلي كند شده بود، سرپرست تيم را دو قسمت كرد، ۱۳ نفري كه آمادگي جسماني و تجهيزات بهتري داشتند، به سمت قله حركت كردند و ۱۲ نفر باقيمانده بعد از صرف ناهار به سمت پايين. تیم پایین پس از استراحت و خوردن نهار در ساعت ۱۴:۲۵ به سمت پایین حرکت کرد. در ساعت ۱۵:۱۵ پنج نفر به قله رسیدند. بعد از ۱۵ دقیقه استراحت روی قله به سمت پایین حرکت کردند و در نهایت حدود ساعت ۱۷:۳۰ هر دو تيم به هم رسيدند. کمبود هدلامپ نیز باعث کندی کل تیم در این لحظات شده بود. راهنما قسمتي از مسير را گم كرد بنابراين تيم مجبور شد از مسير با شيب زياد و لغزنده پايين بيايد كه خوشبختانه با كمك افراد باتجربه اين سختي نيز آسان گشت. در نهایت ساعت ۱۹ تیم به روستا رسيد. ساعت ۱۹:۲۵ به سمت تهران حرکت کرديم. ساعت ۲۰:۱۵ جلسهی انتقاد و پیشنهاد برگزار شد و انتقاد اصلی کامل نبودن تجهیزات برخی افراد بود که در جلسهی توجیهی روی آنها تأکید شده بود. ساعت ۲۱:۰۵ در کرج توقف داشتیم و ساعت ۲۲:۰۵ اتوبوس پس از توقف روبروی خوابگاههای فاطمیه و چمران و کوی، روبروی درب دانشکدهی فنی دانشگاه تهران متوقف شد.
تاریخ اجرا : ۴ تا ۸ آبان۸۹
سرپرست: مینا طاهری
راهنما : آقای حسین هیزم کار
سایر اعضای تیم : سمیه باقری ، حسین ساعدی ، امید علمداری ، مهدی صامعی ، مهدی درخشنده
گزارش نویس : حسین ساعدی
پس از تجربه ی برنامه ی علم کوه و صعود گرده ی آلمانها توسط ۴ نفر از اعضای تیم، برای پاییز دیواره ی بیستون به عنوان برنامه ی پیک سنگنوردی در نظر گرفته شد. تمرینات آمادگی دیواره شامل ۶ جلسه تمرین در دیواره ی پل خواب (۳ جلسه با حضور آقای حسین بلنداختر به عنوان مربی و ۳ جلسه تمرین بدون مربی) بود. تاریخ دقیق برنامه ی دیواره ی بیستون هفته ی اول آبان ماه در نظر گرفته شد. هیچ یک از افراد تیم مسیرهای دیواره ی بیستون را نمی شناختند. بنابراین در پی راهنما ، با آقای حسین هیزم کار صحبت شد و به پیشنهاد ایشان قرار شد مسیر قرارگاه (کام اژدها) را صعود کنیم.
سه شنبه ۴ آبان ۸۹ ساعت ۸ شب اعضای تیم (به غیر از حسین ساعدی و آقای حسین هیزم کار) از ترمینال غرب به سمت کرمانشاه حرکت کردند و روز چهارشنبه از شهر کرمانشاه بازدید کردند. ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر بود که همه به کافه داریوش (کافه ی آقای شیرزادی) رسیدند. آقای هیزم کار زودتر از ما به کافه رسیده بود. من (حسین ساعدی) هم ساعت ۶ صبح چهارشنبه به تیم ملحق شدم.
قرار بود تیم ۷ نفره ی ما در سه کرده حرکت کند. کرده ی اول : حسین هیزم کار ، سمیه باقری و مهدی صامعی. کرده ی دوم : مینا طاهری و امید علمداری. و کرده ی سوم : من و مهدی درخشنده. ساعت ۷:۱۵ بود که کرده اول پای مسیر بود. وقتی من و مهدی درخشنده رسیدیم ابتدای مسیر ساعت کمی از ۸ گذشته بود و بقیه رفته بودند. ساعت ۱۰ بود که به اولین طول جدی که نیاز به ابزارگذاری و حمایت داشت رسیدیم. هر کرده به طور مستقل صعود می کرد و بعد از صعود نفر سرطناب نفر دوم هم ته طناب صعود می کرد. طول بعدی هم نیاز به حمایت و ابزارگذاری داشت. این طول تقریبا ۳۵ متری را آقای هیزم کار سرطناب رفت و بقیه با حمایت از بالا صعود کردند. تا پله اول دیگر مسیری که نیاز به حمایت باشد ، نداشتیم. ۲ بعد از ظهر بود که همگی به پله اول رسیدیم. با سرعت ما و زمان باقیمانده تا شب به احتمال زیاد باید شب را در جانپناه قرارگاه می ماندیم. با اینکه آب به اندازه کافی برای شب نداشتیم مسیر را ادامه دادیم.
از پله اول به بعد آقای هیزم کار مسیرها را سرطناب صعود می کرد و سپس سمیه باقری و مهدی صامعی و من ازکنار آنها سرطناب صعود می کردم و مهدی درخشنده نفر دوم من. و مینا طاهری و امید علمداری از بالا توسط کرده ی اول حمایت می شدند. از پله ی اول تا جانپناه قرارگاه ۶ طول تقریبا ۳۰ تا ۳۵ متری داشتیم به جز طول چهارم که تقریبا ۵۰ متری بود. کارگاه های مسیر (به غیر از کارگاه طول چهارم) همگی رول بولت شماره ۱۰ بودند. ترای کم و شفت هم میانی های خوبی برای این مسیر بودند. به خصوص از ترای کم (ریز تا شماره های متوسط) خیلی استفاده کردیم. ساعت کمی از ۶ غروب گذشته بود که همگی رسیدیم به کارگاه آخر که کنار جانپناه بود.

شب طولانی ای در پیش داشتیم و هر چه به ساعت نگاه می کردیم زمان نمی گذشت. ۳ ساعتی خودمان را با مرتب کردن وسایل و خوردن تنقلات (بدون آب!) مشغول کردیم. ساعت ۱۰ شب بود که کم کم آماده خواب شدیم. جانپناه کوچک بود و ما هفت نفر به صورت ساردینی! خوابیدیم. صبح ساعت ۶ بود که با سر و صدای بچه ها بیدار شدم و متوجه شدم که فقط من که کیسه بیواک داشتم راحت خوابیدم و بقیه تقریبا تمام شب بیدار بودند.
پس از صرف صبحانه ی تنقلاتی، آماده ی فرود شدیم. نفر اول ساعت ۷:۱۵ بود که فرود رفت. تا پله اول 3 طول ۵۰ متری و یک طول ۳۰ متری (که طول آخر بود) فرود رفتیم. البته بعد از دو طول فرود ، ۵۰ متری دست به سنگ تراورس کردیم تا روی مسیر صعود قرار بگیریم و از کارگاه های مسیر صعود برای فرود استفاده کنیم. ساعت ۱۰:۳۰ بود که آخرین نفر هم به پله اول رسید.

بعد از این باید به سمت راست (شرق) تراورس می کردیم؛ کمی پیاده روی و بعد دست به سنگ و بعد دو فرود ۲۵ متری (که البته به جای این دو فرود ، می توان یک فرود ۶۰ متری رفت). ادامه ی مسیر باز هم پیاده روی بود، تا به یک فرود ۲۰ متری رسیدیم که کارگاه آن دو میخ قدیمی بود. ساعت کمی از ۱۲ گذشته بود که به کافه ی آقای شیرزادی رسیدیم.


بعد از استراحت و صرف نهار قرار شد سوار اتوبوس ساعت ۱۸ کرمانشاه- تهران شویم. بالاخره ساعت ۱۹ بود که جلوی امامزاده باقر سوار اتوبوس شدیم و ساعت ۴ صبح روز شنبه برنامه در ترمینال غرب به پایان رسید.
چهارشنبه 24 آذر 89
همانطور که در جلسهی توجیهی دوشنبه گفته شده بود، قرار حرکت تیم ساعت 5.30 از جلوی درب دانشکدهی فنی امیرآباد بود. با تأخیری که مینیبوس داشت، ساعت 6 صبح با 16 نفر حرکت کردیم.
حدود دوساعت تا مبدأ صعود فاصله داشتیم. ساعت 7.30 بچهها صبحانه را در اتوبوس خوردند و کمی بعد از گذشتن از منطقهی دربندسر، جاده به خاطر بارش برف با بلوک های سیمانی بسته شده بود. بعد از آماده شدن تیم و بستن گترها، سرپرست جلسهی معارفه را برگزار کرد.
مسئول فنی، آموزش و راهنما : اشکان رضوانی
جلودار : مینا طاهری
عقبدار : امیر فراهانی
مسئول امداد : زهرا صفاریان
ساعت 8:15 تیم شروع به حرکت کرد. در جادهی شمشک به دیزین مسیر را طی کردیم. هر یک ساعت تقریباً استراحتهای 10 دقیقهای داشتیم. مسیر بسیار ساده بود و از این جهت با ارزش بود که بدن بچهها گرم شد و نکتهی مهمتر آموزشهایی بود که اشکان در مورد نحوهی لباس پوشیدن در زمستان، نحوهی استفادهی به جا از لباسها در زمستان، نکات مهم در مورد تغذیه و البته خوردن آب برای جلوگیری از سرمازدگی به تیم داد.
در همین حین هر یک از اعضای تیم، به نوبت به عنوان جلودار حرکت میکردند که در انجام این کار باید به سرعت کل تیم، درست گام برداشتن و توجه به مسیر، دقت میکردند.
ساعت 13 به پایین جادهی فرعیای رسیدیم که به سمت یال اصلی کلونبستک میرفت. بعد از توقف نیمساعتهی ما، اردوان مسیر برگشت از جادهی دیزین - چالوس را چک کرد.
ساعت 14 بود که به ایستگاه هواشناسی رسیدیم - سال گذشته ما دقیقا ابنجا از مینی بوس آقای کیان پیاده شدیم - بنا به تشخیص سرپرست و مسئول فنی بلافاصله حرکت کردیم. تا محل کمپ 30 دقیقه فاصله داشتیم. طرز گام برداشتن در شیبهای برفی و دقت کردن به جای پاها و عوارض و توجه به آمادگی ذهنی علاوه بر آمادگی جسمانی نکاتی بودند که اشکان به بچهها آموزش میداد. بعد از رسیدن به محل کمپ در ساعت 14:30، روش چادر زدن در زمستان آموزش داده شد (برف منطقه نسبت به سال قبل خیلی خیلی کمتر بود).
بعد از برپا شدن چادر اشکان در مورد نحوهی تمیز کردن کفش و گتر از برف و وارد شدن به چادر و گرم کردن بدن بهویژه پاها و همچنین نحوهی نگهداری از گتر و جوراب خیس در چادر اشاره کرد.
ساعت 16 همهی چادرها بر پا شدند. از هر چادر یک یا دو نفر برای درست کردن بلوک برفی و آوردن برف بیرون بودند.
ساعت حدود 16:38 دقیقه بود. همهی بچهها توی چادرها بودند و خورشید در حال غروب کردن!
بعد از جابهجا شدن اعضای هر چادر، اشکان و اردوان برای بررسی وضعیت جسمی و روحی بچهها به چادرها سر زدند.
اشکان از سرپرست چادرها خواست تا نحوهی برف آبکردن را به نفرات چادرشان آموزش دهند.
ساعت خواب 21:30 و ساعت حرکت فردا 7 صبح اعلام شد.
پنجشنبه - 25 آذر 89
صبح پنج شنبه چند دقیقه مانده به 7 تقریباً تمام اعضای تیم بیرون بودند. باد نسبتاً شدیدی میوزید. رأس ساعت 7 تیم به جلوداری زهرا صفاریان حرکت کرد. یکی از بچهها به دلیل تأخیر در آماده شدن در کمپ ماند. بعد از در آمدن کامل آفتاب باد منطقه هم کم شد. شیبهای منتهی به قلهی 4200 متری کلونبستک را پشت سر میگذاشتیم. قسمتی از مسیر هم دست به سنگ بود. ساعت 8 بود که به دلیل مناسب نبودن حال یکی از بچهها تیم به سمت کمپ برگشت. (تقسیم کردن تیم در زمستان یکی از نکاتی است که باید با دقت زیادی انجام شود. هر دو قسمت تیم باید از نظر شرایط بدنی و ذهنی و شناخت مسیر کاملاً در شرایط مناسب و مطمئنی باشند. علت بازگشت تیم به پایین، نبود تعداد نفرات کافی آشنا به مسیر بود.)
هوا خیلی خوب بود و باد ملایم و آفتاب خوبی داشتیم. ساعت 8:45 همهی اعضای تیم به کمپ رسیدند. ساعت 10:30 با چادرهای جمع شده و بعد از گرفتن عکس یادگاری از شیب پایین رفتیم. در مسیر نحوهی صعود و فرود در شیبهای برفی، گام برداشتن، استفاده از باتون و روشهای تراورس کردن شیبهای برفی توسط اشکان آموزش داده و تمرین شد.
بعد از رسیدن به گردنهی دیزین برای برگشت از مسیر چالوس دامنههای کنار پیست اسکی را به سمت دیزین پایین آمدیم. استراحتهای مناسبی هم در طول مسیر داشتیم.
ساعت 13:15 به محل قرار با ماشین (هتل دیزین) رسیده و مشغول تمیز کردن کفش و گترها شدیم. ساعت 14:30 هم آقای کیان به ما رسیدند و به سمت تهران حرکت کردیم.
برنامه در ساعت 17 در مقابل دانشکدهی فنی امیرآباد پایان یافت.

ساعت ۵:۴۰ دقیقه تهران را به مقصد روستای کنه ده واقع در منطقه آزاد بر ترک گفتیم. در کرج تعداد نفرات کامل شد و ساعت ۸ صبح به مبدا صعود رسیدیم. بعد از برگزاری جلسه معارفه و صحبت های راهنما در مورد مسیر صعود خود را در ساعت ۸:۱۰ دقیقه و از ارتفاع ۲۳۰۰متری با جلوداری حسن مولایی و عقبداری امیر فراهانی شروع کردیم.
( مبدا صعود روستایی است وله نام و از توابع منطقه آزاد بر، یک رودخانه دارد که وجود یخ دردر این فصل در آن آشکار بود و راه دسترسی به آن جاده ایست آسفالته که در ۶۰کیلومتری جاده چالوس بعد از نسا در سمت چپ جدا می شود. مسیر صعود بعد از روستا پاکوب است و به سمت یال جنوب شرقی می رود.هوا منطقه در این فصل نسبتا سرد و خشک است.)
شیب ابتدای مسیر ملایم بود و مشکلی برای حرکت ایجاد نمی کرد. کمی بعد از حرکت به چشمه ایی نزدیک شدیم که برای دسترسی به آن می بایست از مسیر صعود خارج شد و تنها راهنما برای استفاده از آب چشمه به سمت آن رفت.
پس از حدود یک ساعت کوهپیمایی ، ساعت ۹:۰۵ دقیقه توقفی داشتیم و پس از صرف صبحانه و تدریس کوتاه نحوه گامبرداری در کوه و استفاده صحیح از باتوم(به علت حضور افرادی که تجربه کافی نداشتند) ،ساعت ۹:۳۰ مجددا حرکت خود را به سمت قله آغاز کردیم.
با افزایش ارتفاع،شیب مسیر تند تر می شد و سرعت باد فزونی می یافت که در نتیجه آن تیم مجبور به استفاده از کلاه، دستکش و بادگیر شد. نزدیک ساعت ۱۲ به زیر قله رسیدیم که از این به بعد مسیر ما به سمت جنوب منحرف می شد .این یال را کاملا برف در بر گرفته بود برفی که شدیدا پوک و پودری بود و تیم را مجبور به برفکوبی کرد.
بالاخره در ساعت ۱۳ قله صعود شد. این صعود برای برخی از اعضای تیم تجربه جدیدی محسوب می شد. پس از ۲۰دقیقه استراحت که بچه ها با خواندن سرود ای ایران و گرفتن عکس دسته جمعی سپری نمودند راهنما به تشریح قله های اطراف پرداخت که از آن جمله می توان به کرچانی ، کلاشویا،هفت خان، سکه نو و آزاد کوه اشاره کرد . همچنین قلل علم کوه نیز از دور خود نمایی میکرد.سپس حرکت خود را به سمت پایین آغاز کردیم.
با توجه به یکدست نبودن تیم ، حرکت کمی از انضباط خارج شد و بین تیم فاصله افتاد.و چندین استراحت برای رسیدن تمامی تیم و حرکت مجدد داده شد ساعت ۱۴:۲۰به مدت ۳۵ دقیقه برای صرف نهار توقف کردیم سپس به سمت مبدا صعود به راه افتادیم. با نزدیک شدن به غروب آفتاب هوا نیز رو به سرد شدن نهاد.اواخر مسیر بازگشت با مسیر رفت تفاوت کرد وشیب آن زیاد بود که فقط برای فرود توصیه می شود. سرانجام ساعت ۱۶:۱۵به مبدا صعود رسیدیم .سپس سوار اتوبوس شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم و برنامه در ساعت ۲۰جلوی دانشکده فنی به پایان رسید.