گزارش برنامه غار بورنیک 28/1/88

سرپرست :یلدا قربانی

مسئول فنی:علی نکوییان

برنامه غار بورنيك روز جمعه 28/1/1388  با حضور 75 نفر در ساعت 7:50 با حركت به سمت روستاي هرانده كه مبدا صعود ما به سمت غار بورنيك است  شروع مي شود. غار بورنیک در استان تهران و در 120 كيلومتري شرق تهران و 12 كيلومتري جنوب غربي فيروزكوه و 6 كيلومتري حاشیه جنوبی "روستاي هرانده" واقع شده است. ساعت 10به روستا مي رسيم از اتوبوس ها پياده مي شويم. در انتهاي جاده آسفالت روستا در مسير خاكي كه به سمت غار مي رود با راهنمايي آقاي شيخ باقري و عقب داري آقاي بهارلو  حركت مي كنيم.

 مسير حركت از ميان باغهاي سيب مي گذرد هنوزتمامي  در ختان جامه اي از شكوفه بر تن نكرده اند با اين وجود زمين سبز است و وجود گلهاي زرد وحشي اين زيبايي را دوچندان كرده است. هوا نيمه ابري و لطيف است و گاهي باد ملايمي مي وزد و بيراه نيست اگر بگوييم مجمع خوبي و لطف است،در مسيرتا به نيزارها برسيم  رودخانه ي پر آب نمرود كه از ارتفاعات شمال فیروزکوه سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از چندین روستا از جمله هرانده به دشت های گرمسار می ریزد، آرام و كمي گل آلود در جريان است، پس از نيزارها مسير پاكوب به سمت غار سمت راست  نيزارها قرار دارد. ساعت 12:25 به دهانه غار ميرسيم.  دهانه غار به ابعاد 10*15 متر و بلندي 6 متر در ارتفاع 1950 متري سطح دريا قرار دارد. پس از كمي استراحت و پوشيدن لباس گرم، دستكش وبرداشتن چراغ پيشاني و گذاشتن كوله ها در دهانه دوم غار كه البته آقاي فراهاني لطف مي كنن و همراه كوله ها مي مانند، وارد غار مي شويم .

پس از عبور از پله ها وارد دالان اول مي شويم و ديگر بجز نور چراغ ها نوري وجود ندارد و همه جا ساكت است. بورنیک از نظر ساختاری , غاری تکتونیکی است و تالارهای بسیار بزرگ و بلندی دارد.سازندهای آهکی هم در جای جای این غار به چشم می خورد .
بعد از دالان اول بايد ار مسير بسيار باريكي عبور كنيم تا به دالان دوم برسيم ، دالان دوم انتهاي مسير غار نوردي ماست محوطه اي بزرگ اما شيب داربا سقفي بلند، جلوتر نمي توان رفت و بايد برگرديم. ساعت 2:25 دهانه غار هستيم وبه سمت روستا حركت مي كنيم به نيزارها و كنار رودخانه كه مي رسيم ساعت 3:20 است براي استراحت و نهار همين جا مي مانيم . ساعت 5:20 است  كه به روستا مي رسيم سوار اتوبوس ها مي شويم و به سمت تهران حركت مي كنيم، ساعت 9:15 برنامه در تهران به پايان مي رسد.

گزارش از یلدا قربانی

شروع تمرینات سنگنوردی تقویم 88

 

به اطلاع تمامی علاقمندان ورزش سنگنوردی می رساند که تمرینهای سنگنوردی

(آمادگی علم کوه)

از هفته آینده آغاز خواهد شد

حضور در جلسه توجیهی و ثبت نام برای تمامی دوستانی که مایل به شرکت در برنامه های سنگنوردی هستند الزامی میباشد

 

جلسه توجیهی : دوشنبه ۳۱/۱/۱۳۸۸ - ساعت ۱۸:۳۰ - دفتر انجمن

گزارش برنامه دوشاخ

برنامه: دوشاخ

جمعه 21/1/88

سرپرست: مجتبي كياني

مسئول فني: حسين ساعدي

قرار حركت براي صعود به قله دوشاخ، ساعت 30/6 در ميدان دركه بود. بعد از جمع شدن بچه‌ها، به تشخيص سرپرست و احتمال نامساعد شدن هوا و خطر رعد و برق روي يال‌هاي مسير دوشاخ، رفتن به پناهگاه پلنگ چال و در صورت مساعد بودن هوا، قله پلنگ چال، در نظر گرفته شد.

ساعت 7 با 120 نفر،از ميدان دركه راه افتاديم و ساعت 45/7 بعد از كافه كارا، صبحانه خورديم. 15/8 حركت كرديم و بعد از داشتن دو استراحت 15 دقيقه‌اي، ساعت15/11 به پناهگاه پلنگ چال رسيديم. بعد از صحبت‌هاي سرپرست قرار شد بعد از صرف ناهار و استراحت، افرادي كه مي‌خواهند تيم قله را همراهي كنند، تجهيزات خود را به تاييد مسئول فني برسانند. ساعت 12 تيم قله با 39 نفر حركت كرد. بقيه بچه‌ها به سرپرستي آقاي رضواني برگشتند. تيم قله تا ساعت 6/1 به حركت خود ادامه داد اما به دليل بسته شدن مسير توسط بهمن و احتمال نامساعد شدن هوا، بعد از 15 دقيقه استراحت، سرپرست تصميم به بازگشت گرفت. ساعت 20/1 به پناهگاه رسيديم و بعد از كمي استراحت به سمت پايين حركت كرديم. بعد از دو استراحت 15 دقيقه‌اي و برگزاري جلسه انتقادات و پيشنهادات، ساعت 10/6 ميدان دركه بوديم و برنامه پايان يافت.      

گزارش برنامه : نرگس آران

شروع تقویم جدید

پس از چند هفته تعطیلی انجمن و استراحت دوستان همنورد، اولین برنامه انجمن در سال جدید، روز جمعه ۲۱/۱/۸۸ برگزار می گردد؛

  1. هدف برنامه : صعود قله دوشاخ
  2. منطقه اجرا : ارتفاعات شمال تهران - درکه

- ثبت نام در روز دوشنبه ۱۷/۱/۸۸ در دفتر انجمن انجام خواهد شد.

لبخند بهار

 

لبخند بهار

شبنم باران بر گلها در اولین روز فروردین

انگار که بهار به ما لبخند می زند

سلام بهار ، خوش آمدی

انتخابات شورای 1388

 

انجمن ما یک سال دیگر را پشت سر گذاشت، یک سال پرتلاش و  پرفراز و نشیب، با آدمهای جدید، برنامه های جدید و مشکلات جدید..

اما باز هم مثل گذشته اعضای شورا و دیگر اعضای انجمن با تلاش و کوشش خود افتخارات جدیدی آفریدند، افتخاراتی که خاطرات و تجربیات آن در دفتر خاطرات هشت ساله انجمن برای همیشه ثبت خواهد گردید؛

·       صعود دماوند از دو جبهه (شمالی و جنوبی) بطور همزمان

·       صعود قله "گل گل" در منطقه اشترانکوه

·       صعود قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها در قالب 2 تیم (جمعا 14 نفر)

·       . .

·       و طرح "کتاب سال انجمن کوهنو.ردی دانشجویان دانشگاه تهران" که همچنان ادامه دارد.

 

و در روز دوازدهم اسفندماه 1387، آخرین جلسه رسمی انجمن در سال 1387 تشکیل گردید و طبق روال هر سال، مراسم اختتامیه فعالیت یک ساله شورا برگزار شد :

1.         شروع جلسه و اعلام برنامه توسط مجری جلسه خانم مهسا مقدس، دبیر سال 87

2.      صحبت آقای هادی بهادری، مسئول کمیته فنی سال 87

3.      تقدیر شورا از اعضای فعال و اثرگذار در سالی که گذشت و اعطای لوح تقدیر از طرف شورا، با حضور نماینده محترم اداره کل تربیت بدنی دانشگاه تهران_ جناب آقای کیانی

4.      تقدیر و تشکر آقای هادی بهادری از اعضای فعال سال 87 (از نظر کمیته فنی) و اعطای لوح تقدیر

5.     پخش کلیپ (رزومه تصویری انجمن)

6.      معرفی و صحبت داوطلبین عضویت در شورای سال جدید (1388)

7.      پذیرائی و رای گیری

8.      شمارش آرا و اعلام نتایج انتخابات :

از بین داوطلبین عضویت در شورای 88، تعداد 7 نفر به شرح ذیل به عنوان اعضای شورای سال 1388 انجمن انتخاب شدند ؛

آقایان و خانمها :

 

ردیف

نام

تعداد رای

1

حسین ساعدی

50

2

سجاد مدنی

45

3

علی نکوئیان

44

4

زهرا صفاریان

40

5

اردوان بهارلو

39

6

مینا طاهری

37

7

مینا غبرائی

32

 

 

ضمن عرض خسته نباشید به اعضای فعال و زحمت کش شورای سال 87، انتخاب اعضای شورای سال 88 را به تک تک آنها تبریک می گوئیم و امیدوارم که اعضای شورای جدید با تلاش و کوشش خود و با یاری خدا و همکاری تمامی اعضای قدیم و جدید انجمن، بتوانند پرچم این انجمن را همانند گذشته بر فراز قله های اخلاق و انسانیت به احتزاز در آورند .

" به روی قله ها

تن از غبار تیرگی رها

برآ چو جان تازه بر بلند خاک

همیشه برفراز

همیشه سرفراز"

به امید دیدار همه دوستان بر فراز قله ها

یوسف

2/1/1388

گزارش برنامه توچال 10/11/87

 

طبق قرار ساعت 6:00 صبح پنجشنبه 10 بهمن میدان سربند بودیم که با تاخیر نیم ساعته یکی از اعضای تیم (سجاد مدنی) ،پس از جابجایی وسایل گروهی ساعت 6:40 چند دقیقه نرمش وحرکات کششی انجام دادیم . برای این فصل از سال هوا ملایم ، گرم و بدون باد بود. تیم با سرعت نسبتا پایین شروع به حرکت کرد. جلودار هادی بهادری، عقبدار  اشکان رضوانی. 9:35 در کافه عباد 15 دقیقه ای استراحت داشتیم.

مسیر صخره ای بعد از کافه هم مثل قبل از آن تقریباً به طور کامل خشک وبدون برف بود. حدوداً 10:40 کمی قبل از سه راهی شروین یکی از اعضای تیم (خانم حیدری) بر اثر لیز خوردن، روی پای خودش افتاد و از قسمت مچ پای راست احساس درد میکرد و دیگر قادر به ادامه ی حرکت نبود. تصمیم بر این شد که یکی از اعضای تیم (هادی بهادری) برای اطلاع دادن وضعیت مصدوم به ایستگاه امداد و نجات داودی برود و در صورت امکان تیم امداد را برای حمل مجروح به محل حادثه راهنمایی کند و یکی از اعضای تیم (اشکان رضوانی) تا رسیدن تیم امداد کنار مصدوم بماند وهادی بهادری مسئول حمل مصدوم(البته با کمک تیم امداد و نجات) تا پایین باشد. بعد از مدتی که صرف جابه جایی تجهیزات گروهی شد، به سمت شیرپلا حرکت کردیم. 11:35 شیرپلا بودیم و منتظر ملحق شدن اشکان رضوانی وحرکت به سمت امیری. بالاخره بعد از کمی استراحت وپوشیدن کفشهای دوپوش و گتر 12:15 به سمت امیری حرکت کردیم.

 بعد از حدود نیم ساعت روی گردنه ی اوسون بودیم. هوا همچنان خیلی خوب بود، بدون باد و اعضای تیم به خوبی ادامه میدادند. یک ساعت قبل از جانپناه امیری شرایط هوا سخت تر شد، باد حدود 40 کیلومتر در ساعت که بعضی از لحظات به 60 کیلومتر در ساعت نیز میرسید و تعادلمان را به هم میزد. البته برفهای یخزده مسیر هم در این موضوع بی تاثیر نبودند. ساعت 15:30 به جانپناه امیری رسیدیم.

 اشکان رضوانی با چند نفر از همنوردانمان(که از اعضای تیم ما نبودند) که کمی بعد از ما به جانپناه رسیدند به سمت قله حرکت کردند. مسیر از جانپناه به بعد نیاز به کرامپون داشت چون هم حجم برف و قسمتهای پوشیده از برف نسبت به قبل از جانپناه بیشتر بود و هم برف سختتر. قرار بر این شد که اشکان شب در جانپناه قله بماند و صبح زود خود را به ما برساند و دوباره با تیم قله را صعود کنیم و ما هم شب در جانپناه امیری بمانیم و چادر نزنیم، چون باد بسیار شدیدی می وزید و شرایط این تیم تازه کار برای شبمانی در چادر خوب نبود. اشکان تا ابتدای یالی که به سمت لزونها جدا می شود صعود کرد و حدود دو ساعت بعد به جانپناه امیری برگشت. شب نسبتاً خوبی را در جانپناه به صبح رساندیم( نسبتاً به خاطر اینکه عده ای ساعت 12 شب ما را بیدار کردند تا کنار ما بخوابند! ).

 ساعت 6 صبح بیدار شدیم، اما همچنان شرایط هوا برای صعود تیم ما مناسب نبود، مسیر کاملاً یخزده بود و نیاز به استفاده از کرامپون و کلنگ ضروری بود و باد نسبتاً شدیدی (حدود 50 کیلومتر در ساعت) میوزید. بنابراین تصمیم گرفتیم کمی صبر کنیم اگر آفتاب مسیر را برای صعود ساده تر کرد به صعود ادامه دهیم. ولی اینطور نشد و بارش ملایم برف(البته همراه با باد) به شرایط اضافه شد. ساعت 8:15 به سمت گردنه اوسون حرکت کردیم و حدود چهار ساعت بعد، بعد از یک استراحت در گردنه اوسون بدون مشکلی خاصی به چشمه اوسون رسیدیم. هوا این پایین خیلی خوب بود. بعد از حدود نیم ساعت استراحت در دره اوسون حرکت کردیم و بعد از حدود 15 دقیقه جلسه انتقاد و پیشنهاد کنار رودخانه، ساعت 14:30 در ایستگاه تله سیژ برنامه به پایان رسید.

 

افراد شرکت کننده در برنامه:

اردوان بهارلو

هادی بهادری

نسترن حیدری

اشکان رضوانی

حسین ساعدی

مینا غبرایی

امیر فراهانی

سجاد مدنی

 

زمانبندي برنامه:

 

 

تاريخ

ساعت

اقدام

پنج شنبه 10/ 11 /87

6:40 

نرمش و حرکات کششی

 

6:55

حرکت ازمیدان سربند

 

9:35

استراحت در کافه عباد

 

9:50

حرکت از کافه عباد

 

10:40

توقف به خاطر آسیب دیدگی یکی از اعضای تیم

 

11:10

حرکت به سمت شیرپلا

 

11:35

استراحت در شیرپلا

 

12:15

حرکت به سمت امیری

 

12:35

گردنه اوسون

 

15:30

جانپناه امیری (شبمانی در جانپناه)

جمعه 11/11/87

6:00

بیدار شدن از خواب

 

8:15

برگشت به سمت پایین

 

11:20

گردنه اوسون

 

12:10

چشمه اوسون

 

13:30

جلسه انتقاد و پیشنهاد(کنار رودخانه)

 

14:30

ایستگاه تله سیژ

 

14:45

میدان سربند

 گزارش از حسین ساعدی

 

گزارش غار کتله خور مربوط به 8/9/87

بازدید از غار کتله خور و گنبد سلطانیه

سرپرست:پرند سرخدینی

راهنما:جمشید محمدی

مسئول فنی:علیرضا مؤمنی

مسئول امداد:علی نکوئیان

ساعت 1 از درب اصلی کوی دانشگاه همراه 50 نفر از بچه ها توسط 2دستگاه اتوبوس ومینی بوس به سمت کرج حرکت کردیم.با گذشتن از قزوین، تاکستان، ابهر، خرم دره به سلطانیه رسیدیم..در ساعت 5:50 برای نماز توقف داشتیم.بعد از گذشتن از سلطانیه به ترتیب از قیدار،زرین رود و گرماب گذشته و در ساعت 8.30به غار عظیم وزیبای کتله خور در 165 کیلومتری جنوب استان زنجان رسیدیم.تا ساعت 9.20 صبحانه را میل کردیم ودر ساعت 9.30 بعد از انجام معارفه بازدید از غار را آغاز کردیم.

کتله خور بر اساس برسیهای انجام گرفته معانی مختلفی مثل :تپه خورشید-روستای بدون خورشید و غیره که مناسبترین معنی بدست امده یک کاربرد ترکی بوده که کتله به معنی پستی و بلندی و ناهمواری های داخل غار و خور به معنی راحتی و آسانی است که به صورت کلی به معنی پستی و بلندیهای راحت و دنج می باشد گفته می شود این غار از لحاظ وسعت دومین غار جهان و از لحاظ زیبائی اولین غار جهان شناخته شده است که گشت و گذار و دیدن پدیده های داخل غار اعم از دهلیزها و گذرگاهها و وجود ستونهای عظیم و وجود استاتگیت ها (چکنده ها ) و استلاگمیته (چکیده ها) به رنگهای مختلف و تعدادی قندیلهای تو خالی و نیسانی که جزئ کمیابترین قندیلها بوده و به لحاظ منحصر به فرد بودن جلوه ویژه ای با غار می دهد. طرز تشکیل این نوع استلاگتیتها گاهی به سمتهای مختاف رشد کرده و در سقف غار بافتهای زیبائی را پدید آورده است. و در آمدن قندیلها به اشکال مختلف مثل شیر خوابیده , پنجه شیر ,پای فیل , لباس عروس , قلع شمع , سگ شکاری , دست شیطان , نخل سوخته مریم مقدس , دوجادوگر , سفره عقد و عروس و دامادو گفته های زمین شناسان فوق از لحاظ پیدا نشدن انتهای غار وجود مسیرهای دیگر این مهم را ثابت می کند .

                        

همچنین فسیلهایی نیز درداخل غار پیدا شده که چند مورد آن اسکت جانوران امروزی نبوده و متعلق به دوره های قبل می باشد که تشخیص کامل آن مستلزم بررسیهای لازم می باشد و چند مورد آن به طور طبیعی از بین رفته و تنها مورد کامل آن نیز متاسفانه بدلیل رفت و آمد افراد قبل از حفظ واحیای دولت  به صورت نا آگاهانه بوده و باعث از بین رفتن سر این جانور شده است و از فسیلهای دیگر وجود دوکفه ای ها را در این غار می توان گفت که نمونه ای از دو کفه ای ها به نام پکتن بوده که فقط متعلق به اواخر دوره سوم زمین شناسی می باشد و در بر آورد سن غار نیز بسیار کمک کرده واکنون تنها موجود داخل غار به علت نبودن تغذیه و نور کافی فقط خفاش می باشد. که درزمان غروب جهت تغذیه در ورودی غار رفت و آمد دارند. آب و هوای داخل غار در قسمتهای مختلف متفاوت می باشد.

کلیه قندیلهای غارحاصل رسوبات آهکی می باشد و در چند نوع بوده که بخشی به صورت گل کلمی می باشد و در حال حاضر رشد ندارند. که درمرحله اول از برخورد آب اسیددار با آهک به حالت بی کربنات محلول بوده و بعد از گذشتن از لابه لای سنگها و طی کردن مسیرهای طولانی در سقف غار قرار گرفته و بعد از کم شدن فشار و از دست دادن گاز به صورت کربنات کلسیم در سقف غار استلاگتیتها را تشکیل داده ومقداری ار رسوبات نیز به کف غار چکیده و استلاگمیتها را به موازات استلاگتیتها تشکیل می دهد که بعد از رشد و بهم رسیدن این فندیلهاپس از گذشت چندین سال ستونهای آهکی تشکیل می شوند که برخی از این قندیلها در اثر داشتن ناخالصیها رنگهای مختلف به خود گرفته اند و آنهایی که ترکیبات همراه نداشته اند و یا کمتر دارند به صورت بلورهای شیشه بسیار شفاف مشاهده می شوند.قندیلهای گل کلمی به خاطر عدم رسوب گذاری رشد نداشته و قبلا تشکیل هر میلی متر از این نوع قندیلها 30 سال طول می کشیده است.ولی استلاگتیتها واستلاگمیتهای غار که قندیلهای قلمی و نسانی از این نوع می باشند اکنون فعال بوده و هر 7 سال یک میلی متر ار آن تشکیل می شود که البته این رقمها برآوردی تقریبی می باشد.زیرا رشد قندیلها به خیلی شرایط مانند قابل نفوذ یا غیر قابل نفوذ بودن سقف غار و غلظت بیکربنات محلول و سرعت آب و قابلیت نفوذ جهت نگهداری رسوبات و غیره بستگی دارد.

راهنمای غار نیز در طول مسیر توضیحات لازم را در مورد غار داده ودر ساعت 10.30 به انتهای غار رسیده و بعد از گرفتن عکس دست جمعی و 1 دقیقه سکوت برای استفاده از آرامش غار ،از همان مسیری که آمده بودیم به سمت دهانه غار حرکت کردیم و درساعت 11بعد ا زاتمام بازدید از غار به سمت گنبد سلطانیه حرکت کردیم.درساعت 2 به بزرگترین گنبد آجری جهان رسیدیم.تا ساعت 3 به صرف نهار مشغول گشتیم واز ساعت 3 الی 3.45 به بازدید از گنبد پرداختیم.گنبد دارای زیر زمین وپشت بام بود که صحنه های زیبایی برای عکاسی داشت.

                           

                             

ساعت 3:45 سوار ماشین شدیم وبه سمت مقبره  ملاحسن کاشی حرکت کردیم ودر ساعت 4-4:15 نیز از این مکان دیدنی بازدید کردیم. سپس سوار ماشینها شده و به سمت تهران حرکت کردیم و ساعت 9 پس از یک روز پرماجرا و سیر در تاریخ و طبیعت به محل قرار اولیه مان ، درب دانشگاه رسیدیم.

  گزارش برنامه از پرندسرخ دینی