گزارش برنامه آزادکوه
گزارش برنامه زیر تعمدا با جزییات و به تفصیل نوشته شده است تا بستری برای مطرح شدن یک سری بحث از دل آن فراهم آید که در آخر گزارش بدان اشاره شده است. با تشکر از صبری که خواهید داشت.
در روزها 17 و 18 بهمن ماه 1387 انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران اقدام به برگزاری برنامه صعود به قله آزادکوه نمود. در ابتدای امر 8 نفر اقدام به ثبتنام نمودند اما در روز حرکت 3 نفر ازآنها هر کدام بنا به دلایلی از همراهی تیم صرف نظر کردند تا در نهایت تیمی 5 نفره عازم منطقه شود. این 5 نفر (به ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی) به شرح زیر میباشند:
هادی بهادری
اشکان رضوانی (سرپرست)
حسین ساعدی
داوود کریمی
بابک مولایی (راهنما)
با توجه به بارش متداوم برف و باران در روز و شب 16 بهمن ماه و بیم از مسدود شدن جاده دسترسی به منطقه در طول آن روز سرپرست برنامه 4 مرتبه با راهدارخانهی بلده و شمالی تونل کندوان تماس گرفت تا از باز بودن محور ارتباطی اطمینان حاصل کند.
دسترسی به منطقه از 2 طریق امکانپذیر است:
1. جاده هراز، 75 کیلومتری آمل، جاده فرعی بلده و روستای کلاک.
2. جاده چالوس، بعد از تونل کندوان، پل زنگوله، جاده فرعی یوش و بلده و روستای کلاک.
مسیر دوم از لحاظ بعد مسافت کوتاهتر بوده و زمان کمتری را میگیرد اما به علت آنکه 3 گردنه در طول آن وجود دارد (گردنه کندوان و 2 گردنه در جاده یوش به بلده) احتمال مسدود شدن آن نیز بیشتر میباشد. شایان ذکر است که برای صعود به قله آزادکوه چند مسیر وجود دارد که مسیرهای وارنگه رود، نسن و کلاک از آن جمله میباشند. با توجه به صعود زمستانه سال 83 سرپرست برنامه از مسیر کلاک و آشنایی راهنمای برنامه با آن، این مسیر برای برنامه حاضر نیز انتخاب گشت.
تیم ساعت 5:15 صبح در جلوی درب فنی قرار داشت و با پیوستن همه نفرات و جابجای وسایل در حدود 6 از محل، حرکت کرد. برای آخرین بار راس ساعت 5 نیز با راهدارخانه شمالی تونل تماس گرفته شد تا از وضعیت جاده اطلاع حاصل شود و طبق اظهار مسئول مربوطه جاده کاملا باز و هوا نیمه ابری بوده و در طول 3 روز گذشته بارشی وجود نداشته است (برخلاف تهران). تیم با یک دستگاه خودروی سواری شخصی به سوی روستای کلاک از مسیر چالوس رهسپار گشت. در نیمه جنوبی مسیر (تا قبل از تونل کندوان) جاده کاملا باز و بدون مشکل بود، اما با عبور از تونل همه چیز به یکباره عوض شد. در اثر وزش باد شدید و ریزش پودر برف سطح جاده کاملا پوشیده شده و حرکت را بسیار مشکل میکرد. تا پل زنگوله بدون زنجیر چرخ طی طریق شد اما از آن نقطه به بعد سطح جاده کاملا یخ زده بود و در نتیجه با بستن زنجیر سرعت حرکت بسیار پایین آمد. تا خود روستای کلاک با زنجیر چرخ طی شد و در نهایت ساعت 10:45 تیم به مبدا صعود رسید.
11:15 آغاز صعود به سمت آزاد کوه میباشد. شرایط جوی کاملا ایدهآل بوده و آفتاب تابان هوای مطبوعی را فراهم کرده بود. هوا ساکن و نسبتا گرم بود که همین امر باعث شل شدن برف منطقه شده بود و در همان 5/1 ساعت اول حرکت صدای ریزش چندین بهمن از دور و نزدیک شنیده میشد. حرکت ادامه داشت تا حدود ساعت 14:30 دقیقه. مسیر حرکت عمدتا بر روی سطح جنوبی دره و به صورت تراورس سطوح کم برف و صعود یالهایی چند برای یافتن مسیری بهتر انتخاب میشد. دره کلاک طبق بیان راهنما و تجربه سابق سرپرست فاقد مسیر روتین زمستانه برای صعود میباشد و در نقطهای نیز برای دستیابی به یال منتهی به گردنه میبایست از کف دره عبور کرد که این امر مخاطرهآمیز بودن صعود از این مسیر را دو چندان میکند. در حدود ساعت 14:30 در حین حرکت بر روی یالی، دهلیز مشرف بر یال به یکباره خالی شد و بهمنی نسبتا بزرگ ایجاد نمود که با توجه به محل قرارگیری تیم خطری اعضا را تهدید نمیکرد.اما به علت ایجاد ترکهایی در بالای مسیر سرپرست با مشورت اعضا تصمیم به تغییر مسیر گرفت. مسیر دوم نیز با حادثه مشابهی مواجه شد. اینبار یک شیب کوتاه اما نسبتا شدید مشرف بر سطحی دشت مانند تخلیه گردید که باز هم به علت حفظ فاصله مناسب تیم از شیب مذکور خطری متوجه افراد نبود. این 2 بهمن در فاصلهی زمانی 10 دقیقه روی داد.

در این زمان سرپرست با مطرح کردن 3 گزینه نظر سایر افراد را جویا شد:
1. بازگشت به تهران
2. ادامه مسیر با قبول ریسک موجود
3. بازگشت به روستا و انتخاب قلهای دیگر در راستای محورهای منتهی به تهران برای صعود.
با توجه به تجربه هر 5 نفر، سرپرست برنامه ( با آنکه خود گزینه 3 را مد نظر داشت) اقدام به رایگیری کرد و با توجه به 2 رای به گزینه دوم و 2 رای به گزینه سوم و یک رای ممتنع، وی از امتیاز خود استفاده کرده و گزینه 3 را انتخاب کرد. حدود ساعت 16 تیم به روستا بازگشت و آماده حرکت شد. در طول مسیر چند قله پیشنهاد شد از جمله: دوبرار، گلزرد، پاشوره و کهار. تردید اصلی میان 2 قله کهار و دوبرار بود که اینبار بر خلاف نظر اکثریت طبق رای سرپرست قله کهار انتخاب گردید. دلایلی که وی این قله را برگزید عبارتند از:
1. اطمینان از باز بودن جاده دسترسی به روستای کلوان (مبدا صعود کهار) در مقایسه با جاده دسترسی به روستای لاسم (مبدا صعود دوبرار).
2. آشنایی 4 نفر از 5 نفر اعضای تیم با قله کهار و آشنایی تنها یک نفر با قله دوبرار.
3. تسلط کامل سرپرست بر مسیر قله کهار (سابقه 3 صعود زمستانه و یک صعود تابستانه).
4. احتمال بیشتر حضور تیمهای دیگر در منطقه کهار در مقایسه با منطقه دوبرار.
5. عدم آشنایی سرپرست با منطقه دوبرار.
6. ....
البته بایستی اذعان کرد که جذابیت صعود قله دوبرار برای تمامی افراد (منجمله سرپرست) بیشتر بوده و این مسئله که کهار چیز تازهای برای تجربه ندارد و در مقابل دوبرار دارای چالشهای بیشتری است اندکی توجه همه را به سمت خود جلب کرده بود، اما با توجه به موارد گفته شده، شرایط روانی سرپرست با توجه به اتفاقات ذکر شده و احساس مسئولیت وی در برابر سلامت افراد و انجمن، وی قله کها را انتخاب نمود.
راه پیموده شده، بازگشته شد و تیم حدود ساعت 18 و حول و حوش غروب به کلوان رسید. شب در منزل آقای ربیعی گذرانده شد و ایشان با بزرگواری اتاقی دنج و راحت در اختیار تیم گذاشتند.
روز 18 بهمن ساعت 6:30 صبح حرکت آغاز شد. هوا مثل روز قبل بدون باد، گرم و مناسب بود. ساعت 9:30 تیم به جانپناه کهار رسید. بعد از استراحتی کوتاه،حرکت در مسیر قله آغاز گردید. در حدود 1 ساعت مانده به قله بادی نسبتا شدید وزیدن گرفت که وقتی تیم به قله رسید (ساعت 12:55) سرعتی حدود 40 تا 50 کیلومتر داشت. 5 دقیقه استراحت و عکاسی بر ستیغ قله کافی بود و در بازگشت با توجه به زانو درد یکی از دوستان حدود ساعت 14:30 مجددا تیم در جانپناه استراحت کرد و چیزی در حدود ساعت 16 تمامی نفرات به روستا رسیدند.
از اینکه حوصله کرده و این گزارش را خواندید از شما متشکرم. همانطور که گفته شد تعمدا تمامی جزییات این برنامه بیان گردید تا علاوه برآنکه جنبه آموزشی داشته باشد و دوستان با زیر و زبر و حواشی یک برنامه آشنا شوند، اندکی به تفکر پرداخته و با ارائه نظرات خود، من را در رشد فکری یاری نمایند. چند محور کلی را مطرح میکنم تا قالبی فراهم آید تا هرآنکه مایل است در چارچوب آن دیدگاه خویش را بیان دارد:
1. تصمیم سرپرست به بازگشت از آزادکوه
2. مشورت با اعضا در مورد بازگشت (آیا اصولا لازم است سطحی از دموکراسی را در این گونه برنامهها در نظر گرفت یا خیر).
3. استفاده از حق وتو در انتخاب قله کهار (آیا اصولا لازم است سطحی از دموکراسی را در این گونه برنامهها در نظر گرفت یا خیر).
4. آیا سرپرست بعد از بازگشت از آزادکوه سرپرست باقی میماند یا آنکه میبایست تمام تیم مجددا کسی را به عنوان سرپرست انتخاب کند.
گزینه آخر حاصل بارش ذهنی دوست عزیزم حسین ساعدی میباشد که برای شخص من نیز کاملا جدید است. بداعت این گفته از آنجا ناشی میشود که به گفته وی اینجانب برای سرپرستی آزادکوه برگزیده شده بودم و در نتیجه پس از لغو برنامه، دیگر در حیطه وظایف من نیست تا قله جایگزین را انتخاب کنم. ضمن آنکه اقرار میکنم که این منطق خاص را کاملا میپذیرم و بدیع و تازه مییابم، علاقهمندم تا تمامی خوانندگان نیز در این مباحثه وارد شده و در پرورش این تفکر همدیگر را یاری نمایند. تنها یک سوال در ذهن من است و آن اینکه اگر بر فرض قله کهار به جای فاصلهی 80 کیلومتری در نزدیکی آزاد کوه بود و بر فرض دارای یالی مشترک با آن بود و سرپرست بر روی این یال مشترک، تصمیم به تغییر مسیر میگرفت باز هم این منطق جدید حکم فرماست یا میبایست تبصرهای بر آن افزوده گردد؟
در اینجا همانطور که همنورد عزیز، هادی بهادری، نیز اشاره کرد باید این انتقاد را بر خود روا بدارم که پیش از برنامه اقدام به مطالعه در مورد مسیر نکرده بودم و بیش از اندازه بر دانستههای سابق خود و آشنایی راهنما با مسیر تکیه کردهام.
دوستان! بیشتر به دنبال آن هستم تا شما خود را به جای سرپرست بگذارید و به این بیاندیشید که در مقام تصمیمگیری چه میکردید، نه آنکه در مسند قضاوت بنشینید و بر له یا علیه تصمیم سرپرست حکم برانید، زیرا که معتقدم بهترین تصمیم آنی است که گرفته شده (با توجه به تمام خصوصیات درونی و برونی تیم و سرپرست) و تنها میخواهم با دیگر نگرشها آشنا شویم تا هر مرتبه که خواستیم تصمیمی مشابه بگیریم، با چشمانی گشوده و ذهنی باز این کار را انجام دهیم. در نهایت از همه اعضای تیم به خصوص آقای بابک مولایی (که جای استاد بنده هستند) تشکر میکنم که کاملا مرا همراهی کردند و از تمامی شما دوستان نیز به خاطر صبر و حوصلهای که در خواندن این نوشته مبذول داشتید ممنونم.
با تشکر
اشکان رضوانی
پیوست:
- اگر کسی دقیقا از مسیرهای زمستانه صعود به قله آگاه است لطفا آن را ذکر کرده و ما را برای سالهای آینده راهنمایی کند.
- ایمیل خود را برای جوابگویی به سوالات احتمالی و گرفتن اطلاعات از شما عزیزان در این یادداشت میآورم:
ashkan_r_n@yahoo.com




كوهنوردي عشق به طبيعت است