گزارش برنامه دماوند جنوبی 25-26/4/87
سرپرست: مجتبی کیانی
روز اول
حرکت 4 شنبه ( 25/4) ساعت 5 از جلوی دانشکده ی فنــی بود .اونجا یه گروه از بچـــه های فنی هم بودنکه میخواســتنبرن "آزاد کوه" . با یه تاخیر ماشین " آقــــای کــیان " راننده ی خوبـــی که زیاد باش برنامه میریم اومد و همه سوار شدیم و 5:30 حرکتو شروع کردیم. بعد از حـــــــدود نیم ساعت یکدفعه ماشین ایستاد و متوجه شدیم که پنــــچر شدیم و از اون بدتــر این بود که آقای کیــان جک همراه نداشت و
این باعث شد کلی هم مــــــعطل اون بشیم.بالاخره از یه کامیون جک رسید وپنچر گیری هم تموم شد و حرکتو ادامه دادیم. "علی نصر" رو هم وسط راه برداشتـــیم و تکمیل شدیم.یه گروه 17 نفــــره که 6 نفر
بار اولشون بود و 2 نفر هم یه تلاش ناموفق رو تابستون پیش تجربه کرده بودن از جبهه ی غربی.
ساعت 10:15 به " گوسفند سرا(مسجد)" رسیدیم.چندین تا مینی بوس و ماشین شخصی اونجا بود.خیلی خیلی شلوغ بود. کولـه ها خالی شد.کرم ها زده شد.کولـــــــه ها به پشت و بعد یه معـــــارفه ی کوتاه و اعلام "حسین یوسف" به عـنوان جلو دار،" هادی جوادی"عقب دار، "حسین ساعدی" مسئول
فنی و"علی نکوییان" مسئول امداد.
ساعت 10:45 تیم حرکتو شروع کرد.هوا خیلی خوب و آفتابی بود بایه مقدار ابر پراکنده.تیم خیلی عالی و با یه حرکت یکنواخت حرکت میکرد.3 استراحت، 12:20،13:30 و14:40 داشتیم و ساعت 15:40 به بارگاه رسیدیم که به شدت شلوغ بود، داخل جانپناه که حتی بیشتر از ظرفیت و بیرون هم حدود 100 چادر از تیم های داخلی و خارجی برپا بود.ما هم پایین تر از پناهگاه روی یه سری جاهای ســـــــکو مانند چادرامونو زدیم.ناهارو خوردیم و استراحت. اونجا "داوود کریمی" رو دیدیم که روز قبل اومده بود و اون روز صــــعود کرده بود و قرار شد که بمونه تا 5 شنبه باهم برگردیم تهران.برای هم هوایی که الــــبته رفتنش اختیاری بود ســــاعت 19:30 ،11 نفر از افراد حرکت کردن، بعد از تقریبا" 30 دقیقه صعود و انجام نرمش در اون ارتـــفاع به پایین برگشتن.همه مشـــــغول اماده کردن شام و خوردن شدن.قبل از خاموشی که ساعت 10 بود،سرپرست تمام نفرات رو از لحاظ تجهیزات و شرایط جسمی و اینکه میخوان روز بعد صعود کنن یا خیر چک کرد و توصیه های لازم رو هم داد.
روز دوم
ساعت 3 بیدار باشه ،همه بیدار شدن.صبحانه خوردیم و آماده برا صعود به سمت قله."مرضیه صحــرایی" و"حسین یوسف" به خاطر مشکل ارتفاع زدگی توی کمپ موندن به همراه " داوود" و بقیه 15 نفر ،ساعت 4:30 صعود رو شروع میکنن. هوا هم ابری بود و یه نم بارون قبل از حرکت زد.
مجتبی خودش جلو دار بود بخاطر تاریکی هوا و اینکه مسیر رو بهتر از بقیه می شنـــــــاخت.عقــب دار ، هادی و " فرنوش رئیسی " ، مسئول امداد و مسئول فنی هم حسین.
سرعت تیم آروم و یکنواخت بود.و تقریبا" هر 1 ساعت یه استراحت کوتاه داشتیم.همه ی بــچه ها خیلی عالی و با انگیزه صعود میکردن.ابرای آسمــــــون اولاش خیلی دوســـتانه به نظر نمیرسیدن ولی حــــــــدود ساعت 6:30 که آفتاب رو دیدیم اونا هم کم شدن و هوای افتابی وخنکی بود.از سنگ مثلث به بعد یه باد 15 – 20 کیلومتر داشــــتیم ، سه چهار نفر از بچه ها هم کمی دچار ضعف شده بودن و نزدیکای قله بعد از هر چند قدم می ایستادن.
اولین نفر که به قله رسید حسیــــــن بود که به ما خبر داد که بچه های شمالی هم همون موقع رسیدن قله . ساعت " 10:15" همه ی نفــــــرات تیم رسیدن به قله و استراحت و عکس و خوش و بش با شمالی ها.بعد از استراحت ، صرف ناهار ، جمع کردن کوله ها و چادر ها ، ساعت 15 به سمت گوسفـــــند ســـرا حرکت کردیم.
ساعت 16 یه استراحت کوتاه و 17:30 رسیدیم به مسجد . " آقای کیان" هنوز نیامــده بود و ما یه وقت خوب و کافی داشتیم برای جلسه ی " انتقاد- پیشنهاد".
ساعت 19 راننده هم رسید و بعد از عوض کردن چرخ و جادادن کوله ها و سوار شدن بچه ها به سمت تهران حرکت کردیم.برنامه ساعت 1 بـــــــامداد جلوی درب دانشکده ی فنی برنامه به اتمام رسید.
گزارش از بهاره غلامی
كوهنوردي عشق به طبيعت است