ثبت نام اولیه ی برنامه در تاریخ 14تیر ماه برگزار شد و توضیحاتی در مورد کلیات برنامه داده شد .

ثبت نام نهایی شرکت کنندگان روز دوشنبه 28 انجام شد، تعداد 22 جهت شرکت در برنامه ثبت نام نمودند که از این تعداد 9 نفر تیم گرده بودند؛

اعضای تیم گرده : حسین یوسف زمانیان ، مینا طاهری ، زویا نیکنام ، امید علمداری ، محمود عدالت منش ، مهرداد صالحی ، سارا امینی ، مهدی صامعی ، مهدی درخشنده.

در جلسه ی توجیهی ، مقررات کلی برنامه توسط سرپرست بیان شد، همچنین مسئولین اصلی تیم به شرح زیر معرفی شدند:

1

حسین یوسف زمانیان

سرپرست

2

مینا طاهری

مسئول فنی

3

سمیه باقری

مسئول کمپ

4

زهرا صفاریان

مسئول امداد

5

اردوان بهارلو

مسئول تدارکات

6

زویا نیکنام

مسئول مستند سازی

 

 

 

در تاریخ 31 مرداد و 1 تیر ماه، آخرین جلسه ی تیم گرده شامل شب مانی در ارتفاعات توچال و صعود دیواره ی شروین برگزار شد و آخرین صحبت های مربی (حسین بلند اختر) و سرپرست در مورد تیم گرده، وضعیت منطقه، شرایط آب وهوایی، تجهیزات مورد نیاز شخصی و گروهی،  در کافه رجب گفته شد.


بسته بندی وسایل و مشخص کردن تعداد گونی ها و شماره گذاری آنها برای استفاده ی راحت در منطقه ، روز دوشنبه(4/5/89) با همکاری تمام اعضای گروه و البته کمک فراوان سایر دوستان در انجمن انجام شد. بسته بندی بارهای شخصی و قسمت کمی از بارهای گروهی و مواد غذایی منجمد شده به روز پنج شنبه موکول شد. تاریخ نهایی برنامه از 7 تا 14 مرداد ماه و ساعت حرکت 14:00 روز پنجشنبه اعلام  شد (طبق زمانبندی از قبل اعلام شده).


تیم نهایی ما برای علم کوه :

آقایان و خانمها :

1

حسین یوسف زمانیان

سرپرست

2

مینا طاهری

مسئول فنی

3

حسین بلند اختر

مربی

4

سمیرا صمیمی

کمک مربی

5

اردوان بهارلو

تدارکات

6

سمیه باقری

کمپ

7

زهرا صفاریان

امداد

8

زویا رجب پور نیکنام

مستند سازی

9

مهدی درخشنده

GPS

10

مهدی صامعی

 

11

ریحانه رمضانپور

 

12

سارا امینی

 

13

امیر فراهانی

 

14

سلیم حیدری

 

15

محمد امین افتخاری

 

16

محمود عدالت منش

 

17

امید علمداری

 

18

احمد میرزایی

 

19

علی نکوئیان

 

20

حسین ساعدی

 

 

·         اشکان رضوانی نیز رابط تیم در تهران بود.

 

پنج شنبه -7 مرداد 1389

نیم ساعت قبل از حرکت، اعضای تیم در انجمن حاضربودند. البته حسین زمانیان، اردوان بهارلو و سمیه باقری و تعدادی دیگر از بچه ها برای کمک کردن و بسته بندی و انجام کارهای باقیمانده زودتر آمده بودند.

ساعت 14 اتوبوس هم آمد. پس از قرار دادن بارها و کوله ها در اتوبوس و گرفتن عکس یادگاری و خداحافظی با اشکان و سایر کسانی که برای کمک و بدرقه ی ما آمده بودند ، ساعت 14:30 حرکت کردیم.

حدود ساعت 20:30 بود که در کلاردشت برای خریدهای نهایی توقف داشتیم. در حین راه سرپرست نکاتی که می بایست در قرارگاه رودبارک رعایت بکنیم را یادآوری کرد.

ساعت 21:00 به قرارگاه رسیدیم. زویا و ریحانه برای گرم کردن غذا  زودتر از اتوبوس پیاه شدند. با کمک بچه ها بارهای تیم به انبار قرارگاه برده شد، بار شخصی بچه ها بسته شد و بالاخره ساعت 22:30 شام خوردیم، پس از صرف شام برنامه حرکت فردا از طرف سرپرست اعلام شد.

به دلیل حضور تعداد زیادی از تیمهای کوهنوردی (مخصوصا یک تیم 40 نفره از هرمزگان) در قرارگاه، اتاق خالی به میزان کافی نبود، بنابراین یک اتاق جهت دخترها درنظر گرفته شد و پسرها داخل بالکن خوابیدند (البته به دلیل سروصدای تعدادی از دوستان آذری زبان در بالکن، خوابیدن در آنجا کار بسیار سختی بود).

همچنین به دلیل نبودن قاطر در گوسفندسرا، انتقال بارها به دو روز بعد (شنبه) موکول شد.

 

جمعه - 8 مرداد ماه 89

ساعت 4:15 مینا و سمیه و امید برای درست کردن صبحانه بیدار شدند و بقیه ی تیم هم ساعت  5:15همه برای خوردن صبحانه پایین بودند، طبق قرار قبلی ساعت 6:00 تیم آماده حرکت بود.


با کمی تاخیر  2 تا نیسان ما رسید و ساعت 6:30 حرکت کردیم؛ نیسان سواری و لرز لذت بخش اول صبح، خواب را از سر دوستانی که هنوز چرت می زدند، پراند.

7:20 به " گوسفند سرای بریر" رسیدیم. بعد از نرمش دادن توسط مینا، ساعت 7.40 به جلو داری محمود عدالت منش و عقب داری امیر فراهانی به راه افتادیم.


ساعت 9 به کشتی  سنگ رسیدیم. هوا خیلی خوب بود و استراحتی 15 دقیقه ای داشتیم.

در طول مسیر نیز تقریبا هر 1 ساعت 10 دقیقه استراحت می کردیم.

ساعت 12 آخرین استراحت ما قبل از سرچال بود و چند نفر از تیم که کمی عقب مانده بودند با این استراحت خوب، سرحال شدند. در راه، تیم های زیادی به سمت پایین می آمدند (حدود 7-8 تیم) و با حرف های انرژی بخششان ما را برای رسیدن به سرچال وعلم چال مشتاق تر می کردند.

زویا بخاطر گرفتن فیلم و عکس از بچه ها،کمی زودتر به سرچال رسید. ساعت 13:15 بود که همه بچه ها سرحال و خوشحال ولی گرسنه به سرچال رسیدند؛ طبق پیش بینی دقیق سرپرست هوا صاف همراه با مه رقیق !!!

تا ساعت 15:30 قرار بود استراحت کنیم و بعد قله ی سیاه گوک را که بالای سرچال قرار دارد صعود کنیم. بعد از عوض کردن لباس و مستقر شدن در پناهگاه، ناهار خوردیم و سلیم و امین چای آماده کردند.

ساعت 15:30 همه تیم به جز سمیه، سلیم، امین و سمیرا برای صعود به قله حاضر بودند؛ دستکش و کلاه و بادگیر و کمی تنقلات، 15:45 حرکت کردیم.


ساعت 16:40 دقیقه به قسمت "دست به سنگ" مسیر رسیدیم و بچه های با تجربه تر در تیم پخش شدند تا کمکی برای بقیه باشند. هوا آفتابی بود همراه با مه رقیقی که گه گاه باز می شد و قله سیاه کمان را به ما نشان می داد.

در ابتدای یال آخر منتهی به خط الراس سیاه گوک ، زویا، اردوان و محمود که احساس خستگی می کردند ماندند. بازی مداوم آفتاب و مه تا آمدن بچه ها ادامه داشت و روی یال روبرو گوسفندهایی که برای چرا آمده بودند شبیه نقطه های ریز سیاه و سفیدی دیده می شدند.

ساعت 18:30 تیم به بالای یال ( روی خط الراس) دید و پس از صعود قله سیاه گوک جنوبی(4500)، به دلیل کمبود زمان تیم سریع به سمت پائین برگشت. ساعت 20:15 بودکه به پناهگاه رسیدیم.


شب هنگام، آسمان بیرون صاف بود ، ستاره ها کاملا معلوم بودند و سه پایه و دوربین آماده بودند تا از ماه قرمز و نارنجی که بالای دریای مه طلوع کرده بود ، عکس بیندازد .


..ادامه دارد


عکسها : زویا نیکنام

سارا امینی

حسین یوسف زمانیان

- گزارش برنامه : زویا نیکنام