

سرپرست برنامه :اشکان رضوانی
قله ی شاهوار یکی از قلل نزدیک به ۴۰۰۰متری منطقه ی شاهرود می باشد،برای شرکت در این برنامه دونستن چند نکته لازم هست از جمله اینکه *جلسه ی توجیهی دوشنبه راس ساعت۶:۳۰ شروع می شود و شرط لازم ثبت نام حضور بدون تاخیر در این جلسه هست.*ودیگر اینکه شروع برنامه ظهر جمعه و اتمام آن یکشنبه شب خواهد بود.
سرپرست: مهسا مقدس
راهنما: محمد رهبری
مسئول فنی: مجتبی کیانی
مسئول امداد: علی نکوییان
عکاس: سارا امینی و زویا نیکنام
اطلاعات عمومی منطقه
نام منطقه: البرز مرکزی
نحوه دسترسی به منطقه: جاده چالوس، پل خواب، روستای نشترود یا روستای ورزن که هر در آسفالت هستند.
پوشش گیاهی و جانوری: آویشن، گون، ریواس، گزنه * خرس، گرگ، روباه، مار،عقاب، کبک
ارتفاعات اطراف: ناز و کهار و جوچال در شمال، هفت خوان، خرسن و کرچان در شمال شرقی
قله خون کهار با ارتفاع 3378 متر از سطح دریا یکی از ققل زیبای البرز مرکزی است و مسیر رسیدن به آن از روستای نشترود به دو قسمت عمده تقسیم می شود.قسمت اول یال پهنی است که در انتها شیب قابل توجهی دارد و جهت آن تقریبا شمال شرقی- جنوب غربی است. قسمت دوم مسیر خط الراسی است و جهت آن شرقی- غربی می باشد که جنوب آن مسیر به شدت پرتگاهی است.
گزارش برنامه
ساعت 4.5 قرار حرکت از روبروی درب دانشکده فنی، امیرآباد شمالی بود که به دلیل تاخیر راننده مینی بوس به ساعت 5 تغییر کرد. ساعت 6.50 به روستای نشتارود رسیدیم و ساعت 7 برنامه رو با 20 نفر آغاز کردیم. بعد از گذشتن از روستا به یال پهن ابتدای مسیر رسیدیم. یالی که با توجه به شیبش ( بین 30 تا 45 درجه) می تونه احتمال بهمن رو داشته باشه. البته حجم برف و نوع برف در زمان صعود تیم به گونه ای نبود که این اتفاق بیفته. شیب آخر این یال نسبتا زیاد بود و در مجموع صعود این یال تقریبا 4.5 ساعت طول کشید که این زمان در صعودهای تابستانه (بدون برف) تقریبا 2 تا 2.5 ساعت طول می کشه. ساعت تقریبا 11.5 بود که وارد قسمت دوم مسیر یعنی خط الراس شدیم. ابتدای خط الراس یک نفر از اعضا به دلیل سرد شدن ریه ها و احساس سوزش در مری(به دلیل خوردن آب یخ) با یکی از اعضا با تجربه به پایین برگشتن. در جهت جنوب(سمت چپ مسیر حرکت تیم) که به شدت پرتگاهی بود، دریاچه زیبای سد کرج و در جنوب شرقی، قله با شکوه دماوند دیده می شد. 2 ساعت آخر مسیر خط الراس رو در مه حرکت می کردیم، غلظت مه طوری بود که می شد ادامه مسیر داد. تقریبا 1 ساعت تا قله راه باقی مونده بود که یک نفر به دلیل خستگی قادر به ادامه مسیر نبود و با همراهی یک نفر با تجربه دیگه به پایین برگشتن. ساعت 14.40 دقیقه بود و GPS 50 متر مسافت تا قله رو نشون می داد. به خاطر مه ای که وجود داشت قله دیده نمی شد. تصمیم بر این شد تا 9 نفر از نفراتی که آمادگی کافی برای صعود دارن به قله برن و 7 نفر دیگه آروم در مسیر بازگشت حرکت کنن تا تیم قله برگرده و با هم برن پایین. قله ساعت 15 بعد از 3.5 ساعت حرکت روی خط الراس صعود شد و سرود ای ایران... در کوه طنین انداز شد. دو نفری که در مه از تیم جدا شده بودن در انتهای خط الراس منتظر رسیدن تیم بودن تا بقیه مسیر رو در کنار تیم باشن چراکه خرسی رو در منطقه دیده بودن و خطر حیوانات وحشی اون هم در فصل سرما رو جدی گرفتن. تیم با رعایت فاصله مناسب به پایین حرکت کرد و در نهایت ساعت 17.40 به مینی بوس رسید. و برنامه ای سرشار از تجربیات مختلف رو ساعت 20 روبروی درب فنی به پایان رسوند.
از همه دوستانم (19 نفر)که با حضورشون و همکاریشون منو در اجرای برنامه یاری کردن سپاس گزارم







توپوگرافی منطقه ی ناز و کهار
|
عنوان برنامه: تاریخ اجرا: |
صعود قله خاتون بارگاه 13/9/1388 |
|
سرپرست: |
شیما فکار |
|
کادر سرپرستی: |
زهرا صفاریان،مهسا مقدس، احمد میرزایی، علی نکوئیان |
|
راهنما: |
محمود رهبری |
|
مسئول فنی: |
احمد میرزایی |
|
مسئول تدارکات: |
شیما فکار |
|
مسئول امداد: |
زهرا صفاریان |
|
مسئول محیط زیست: نام منطقه: |
تمام اعضاء تیم فشم - انتهای روستای گرمابدر |
تعداد نفرات: 11 نفر
اطلاعات عمومی منطقه:
در منتهی الیه دره ای که از فشم به سمت شمال شرق امتداد میابد و روستاهای آبنیک و گرمابدر در آن واقع اند و در نهایت به ارتفاعات حد فاصل این دره و دشت لار متصل میگردد، در موقعیت جغراقیایی 35 درجه و 59 دقیقه و 41.6 ثانیه عرض جغرافیایی و 51 درجه و40 دقیقه و 42.1 ثانیه طول جغرافیایی و در ارتفاع 2815 متر از سطح دریا و در محلی که معدن زغال سنگ و مواد معدنی دیگر در آنجا وجود دارد محوطه وسیعی واقع شده که به خاتون بارگاه شهرت دارد. و کوههای شمال و شمال شرق آن نیز با همین عنوان نامیده میشود .
در سمت شمال غرب این محوطه دو صخره سنگی در امتداد شرق و غرب یکدیگر قرار دارد.در بدنه شرقی صخره غربی و به ارتفاع حدود10متراز کف دره دهانه غاری مشاهده میشودکه حدود 35متر طول آن بوه و جز سنگ و خاک در آن چیزی در آن مشاهده نمیشود.در بین اهالی شایعات فراوان ومتنوعی در خصوص این غاروگنجهای نهفته در آن و جایگاه وبارگاه خاتون خواهر رستم وجود دارد که به نظر تخیلی و خالی از واقعیت می باشد. تا کنون هیچ گونه شاهد و مدرک فرهنگی که دلالت بر تاریخی بودن آن نماید یافت نشده است و به همین علت آنرا فاقد ارزش فرهنگی – تاریخی اعلام کرده اند.
مردم روستای گرمابدر عمدتاً به مشاغل کشاورزی مانند باغ داری و دامداری از جمله پرورش زنبور عسل مشغول می باشند. در سالهای اخیر بسیاری از افراد که البته بیشتر ساکن تهران هستند درمنطقه گرمابدر اقدام به احداث ویلاهای متعدد کرده اند و از این رو تابستانها برای ییلاق به روستاهای این ناحیه عزیمت می کنند.
از ویژگیهای مهم این منطقه که برای صعود این قله باید در نظر گرفت، این است که این منطقه، جزو مناطق حفاظت شده است و در فصل بهار و تابستان اجازه ورود به منطقه بدون مجوز رسمی داده نمی شود. در این صورت باید از منطقه پلور این قله را صعود کرد که مسلما مسیر دسترسی به قله از پلور بسیار دورتر خواهد بود.
مسیر دسترسی به منطقه:
با 40 کیلومتر رانندگی به سمت شمال شرقی تهران،بالاتر از دره رودخانه جاجرود به روستای گرمابدر می رسیم . انتهای جاده روستای گرمابدر ابتدای مسیر صعود قله خاتون بارگاه است. که البته در زمستان به دلیل برف سنگین منطقه، ماشین تا انتهای جاده نمی رود و چیزی نزدیک یک ساعت و نیم در این چاده پیاده روی داریم.
مسیرهای صعود(زمستانه و تابستانه):
یکی از مسیر ها از روی خط الراس است. که می توان از قله های خرسنگ، جانستون، توچال، کلون بستک و ورزاب مسیر خط الراس را طی کرد و به خاتون بارگاه رسید. در واقع این کوهها به صورت زنجیره ای از شرق به غرب کشیده شده اند و به یکدیگر متصلند. مسیر دیگر از ضلع جنوبی قله است که می توان پس از دور زدن دیواره خاتون بارگاه به خط الراس رسیده و از آنجا قله را صعود کرد.
قله های منطقه :
اشتر (m3673( ، خرسنگ کوه (m3930) ، جانستون (m3692( ، ورزاب (m4036( ، کلون بستک (m4200 )، پیرزن کلوم( m3850)
پوشش گیاهی غالب منطقه:
اکثر شیبها و دره ها پوشیده از بوته های گون ، اسپند و سیرک ، والک ، ریواس ، گلپر، کنگر، گزنه و چمنزارها می باشد(البته در فصل بهار و تابستان که حتی برخی از گیاهان منطقه تنها در بهار به چشم می خورد.)
پوشش جانوری منطقه :
این محل زیستگاه بسیاری از جانوران با ارزش است. برای نمونه قوچ البرز مرکزی یکی از گونه های جانوری است که به لحاظ نوع خاص ژنتیکی آن تنها منحصر به ایران و این منطقه است از سایر جانوران منطقه می توان از کل ، بز ، خرگوش، روباه ، گرگ نیز نام بردکه البته این همه تنها بخشی از پوشش جانوری منطقه است.
باز هم جمعه ای دیگر از راه رسیده ومن به همراه دوستانم آماده ی اجرای یکی دیگر از برنامه های انجمن هستیم.
قرار حرکت ساعت 4:30 از جلوی درب فنی بود و الان که ساعت 4:35 است، آماده حرکت هستیم.حضور به موقع تمام اعضای تیم و مینی بوس نوید اجرای یک برنامه منظم را می ده. قرار شده که دو تا از بچه ها را هم میدان نوبنیاد سوار کنیم.
15 دقیقه مانده به انتهای مسیر، و سرپرست اعضای تیم رو تو همون مینی بوس معرفی می کنه و کلنگ ها رو به کمک سرپرست ها میده.
ساعت 6:15 است و ما پای مسیر هستیم. به علت برف سنگینی که از هفته گذشته تا همین دیشب باریده و یخبندان، مینی بوس تا قسمتی از جاده بیشتر بالا نمیره و قبل از اینکه برای برگشت دچار مشکل بشه، مارو پیاده می کنه. هوا هنوز تاریکه و به شدت سرد. بچه ها که از توی مینی بوس گترها رو پوشیده بودن، حالا از شدت سرما لباس گرم می پوشن. علی و میترا دارن نماز می خونن، ساعت شده 6:30 ..................... و بالاخره راه می افتیم.
مجبوریم جاده ای رو که درتابستان ماشین تا بالا میره ، به دلیل برف سنگین پیاده گز کنیم. حجم زیاد برفی که زیر پاهام حس می کنم خبر یه برف کوبی سنگین و جانانه رو میده. ساعت 8 شده و برای استراحت10 دقیقه ای توقف میکنیم. بچه ها برای کاهش احتمال سرمازدگی هی آب می خورن. ظاهرا کلاس سرمازدگی روز دوشنبه اثر خودشو کرده!! برف کوبی سنگین همراه با شیب نسبتاًَ تند کمی نفس گیر شده. اما بالا آمدن خورشید درخشان درآسمان که هوا رو بسیار دلچسب و مطبوع کرده ،کارو آسون تر می کنه. هوا گرم شده و بچه ها لباس کم می کنن.
برف سنگین رو سر قله پیرزن کلوم شوکت و هیبتی بهش داده که بر خلاف اسمش از همیشه جوون تر و سر حال تر نشونش میده !!! قله خرسنگم مثل همیشه خشن و قبراق چشم تو چشم من میشه و بازتاب نور خورشید از رو برفاش چشممو کور می کنه. انگار داره از دور هیبتشو به رخم می کشه.
بچه ها به نوبت برف کوبی می کنن (البته اگه بتونن زهرا رو عقب بکشن ). آقای رهبری هر از گاهی در مورد منطقه و ویژگی هاش صحبت می کنه. دیواره خاتون بارگاه هم کم کم داره خودنمایی میکنه. قبل از رسیدن به پای دیواره شیب نسبتا تندی داریم که که خستمون کرده. همونطوری که در بالا در مورد مسیرهای صعود توضیح دادم، ما از ضلع جنوبیه قله صعود می کنیم و برای رسیدن به خط الراس باید دیواره رو دور بزنیم.
ساعت 9:45 است و به سنگ بزرگی رسیدیم که برای استراحت به نظر مناسب میاد. بَه بَه ،خبر خوب!! مثل اینکه اینجا آنتن هم داریم. ساعت 10 است و همه به فرمان سرپرست، کوله به پشت. همکاری و نظم بچه ها عااالیه.
باید دیواره رو برای رسیدن به خط الراس دور بزنیم. شیب مسیر دیگه خیلی زیاد شده، تازه دست به سنگ شدن ها هم کم کم داره شروع می شه. قابل ذکره که سرعتمون به دلیل ریزشی بودن سنگهای این قسمت و شیب زیاد، کم شده.
ساعت 11:20 دقیقه است و ما بالاخره از این شیب نفس گیر خلاص شدیم و بالای دیواره هستیم. منظره این بالا فوق العاده است. دماوند مثل همیشه زیبا و پربرف و سرحال از اون دور برامون دست تکون میده. ما هم باهاش عکس میگیریم. تمام قله هایی که اسمشون در بالا اومده از اینجا قابل مشاهده ان. راهنما داره مسیر رو بررسی می کنه و با سرپرست و مسئول فنی صحبت می کنه. در نهایت سرپرست اعلام میکنه که به دلیل برف سنگینی که در ادامه راه برای رسیدن به خط الراس داریم و زمان اندک و همچنین احتمال بهمن، همین جا قله اعلام میشه و پس از کمی استراحت برمی گردیم. برق شادی رو تو چشای بچه هایی که خسته شدن میبینم و چشمکی میزنم. تا دلتون بخواد عکس میگیریم و استراحت مفصلی هم می کنیم. هوا خیلی دلچسبه. جون میده واسه آفتاب گرفتن!! حیف که ...
ساعت 12 است و آماده برای حرکت به سمت پائین. مسئول فنی و سرپرست هرکدوم به نکاتی برای پائین رفتن اشاره می کنن. مسیر برگشت به نظر خطرناک میاد و بچه ها خیلی با احتیاط پاشنه می کوبنو حرکت می کنن. ساعت 12:30 است و بالاخره از منطقه خطر دراومدیم. رسیدیم به مخابرات منطقه( یعنی همون جایی که تو بالا اومدن گفتم آنتن داشتیم) سرپرست داره زنگ میزنه به راننده که بگه ما داریم زودتر برمیگردیم و ساعت 3 بیاد همونجا که پیادمون کرده. بله... تماس برقرار میشه و همه چیز روبراه به نظر میاد. ادامه میدیم...
ساعت 1 است و نهااااااااااار... دوستان دیگه سنگ تموم گذاشتن. برای اینکه بیشتر از این حسرت نخورید از توصیف بیشتر این لحظات خودداری میکنم!!!!
ساعت 1:30 و حرکت....
الآن 2:45 است و ما همون جای مورد نظریم. اما چون راننده پائین تر از مکان مورد نظر توقف کرده و ما هم بی اطلاع... یه نیم ساعتی میشینیم و گپ میزنیم و استراحت... در این حین سرپرست از فرصت استفاده کرده و جلسه ی انتقاد و پیشنهادات رو هم برگزار میکنه.
قابل توجه دوستان که این برنامه اولین سرپرستیه سرپرست که اینجانب باشم بوده و هم اکنون که جلسه ی انتقادات در حال برگزاریه، با تعریف و تمجید بچه ها نیشم تا بناگوشم بازه...
بَه بَه ... راننده رؤیت شد.
ساعت 5 است و ما جلوی فنی هستیم.
خوب دیگه... یه برنامه دیگه هم موفقیت آمیز برگزار شد. برید خونه هاتون.
تا برنامه ی بعدی خدانگهدار...



اینم یه عکس تکی از سرپرست برنامه با دماوند
سرپرست : حسین ساعدی
مربی : شهنام جباری
دیگر اعضای شرکت کننده : مینا طاهری ، سعید پورحیدری
گزارش برنامه :
قرار بود ساعت 8:30 شب اتوبوسمان از ترمینال غرب (آزادی) حرکت کند. مثل اینکه موتورش یه ایراد اساسی پیدا کرده بود. مسئول تعاونی این در و اون در زده بود تا مسافرهای اتوبوس خراب شده رو تو ماشینهای دیگه جا بدهد. بالاخره سوار یه اتوبوس اسکانیا سفید به مقصد مشکین شهر شدیم. حدوداً 8:45 بود که راه افتادیم. بعد از تلاشهای فراوان برای خوابیدن در اتوبوس، 9:30 صبح رسیدیم به مشکین شهر. هنوز داشتیم حرکات کششی بعد از سیزده ساعت اتوبوس نشینی رو انجام میدادیم که مسئول یکی از تعاونی های ترمینال مشکین شهر آقای تقی زاده -که جا دارد همین جا از ایشان خیلی تشکر کنم- با راننده یه لندروور (آقای جامی) تماس گرفت و ما هم تو این فاصله به یه قهوه خونه رفتیم تا طبق قرار قبلی برای صبحانه سرشیر و عسل بخوریم. آقای تقی زاده زحمت کشید و برامون نون محلی (فتیر) گرفت، که با سرشیر و عسل خوردیم.

دره "شیروان دره سی"
پس از جابه جایی وسایل و بستن کوله ها به سمت آبگرم شابیل حرکت کردیم 10:50. بعد از گذشتن از جاده شابیل که از کنار دره زیبای "شیروان دره سی" میگذرد به آبگرم شابیل رسیدیم و به سمت سمت پناهگاه شرقی ادامه مسیر دادیم. حدود نیم ساعت مانده به پناهگاه کنار یه تابلو پیاده شدیم. ساعت 12:00 بود. یه سری از ابزارها اضافه بود، مجبور شدیم یه مقدار از وسایل (2حلقه طناب، چند تا اسلینگ و یک جفت تبر یخ) رو یه مقدار بالاتر از جاده زیر یه سنگ پنهان کنیم. حدود ساعت 13:00 بود که حرکت کردیم. کوله هامون خیلی سنگین شده بود و ما آمادگی لازم برای این کوله کشی رو نداشتیم. خیلی آروم حرکت می کردیم. حدود یک ساعت بالاتر حرکتمون رو یه یال که شیبش کمی تندتر بود و بسترش تخته سنگهای بزرگ لق بود شروع کردیم.

نمایی از جبهه شمالی قله سبلان
هوا ابری بود و سنگینی کوله ها به اندازه کافی گرممان می کرد. بعضی جاها باید از روی لکه های برف حرکت می کردیم، به همین خاطر مجبور شدیم کفشهامون رو عوض کنیم. ساعت حدوداً 17:30 بود که به محل مورد نظر کمپ رسیدیم. قبل از تاریکی هوا چادر ها رو زدیم. به غیر از مربی حال ما به خاطر خستگی و ارتفاع زیاد خوب نبود و شب بعد از خوردن کمی غذا ساعت حدوداً 9 خوابیدیم.
صبح ساعت 7:20 از خواب بیدار شدیم. شواهد نشون می داد که تو طول شب بارش برف داشتیم. خوردن صبحانه، آماده کردن ابزارها و پوشیدن کفش و گتر و کرامپون یک ساعتی طول کشید. پنج دقیقه بالاتر روی یه شیب یخی 40 تا 60 درجه نحوه گام برداری با کرامپون واستفاده از تبر یخ توسط آقای جباری گفته شد و ما شروع به تمرین کردیم. تکنیک های مختلف صعود که تمرین شد: قطری، دست دست- پا پا پا، تیغه روی تیغه- پا پا و حرکت تراورس روی یخ.

بالای پیشانی یخی
برای صعود روی یه شیب تندتر حدوداً ساعت 11 به سمت یک پیشانی یخی که 20 دقیقه بالاتر قرار داشت حرکت کردیم. شیبش بین 60 تا 80 درجه بود ودر قسمت بالاش ریزش سنگ داشت که برای استفاده نیاز به پاک سازی داشت. همگی با هم بالا رفتیم و با تشخیص مربی قسمتی از مسیر انتخاب شد و با استفاده از یک کارگاه طبیعی لبه مسیر رو از سنگها پاک کردیم. هوا ابری بود و خوشبختانه بارش نداشتیم، ابرهایی که با سرعت جابه جا می شدن. بعد از آماده شدن مسیر روی مسیر فرود رفتیم. بعد نوبت به صعود روی یخ به صورت نفر دوم رسید. تکنیکهای مختلف صعود رو اجرا کردیم. یخ کهنه و با کیفیت یخچال به سختی در مقابل ضربات ناشیانه ی تبر یخ ما مقاومت می کرد. صعود ها که تمام شد آقای جباری کارگاه های طبیعی رو جمع کرد و از مسیر دیگه ای پایین آمد. ساعت 5 بعد از ظهر بود که به سمت چادرها راه افتادیم.
سعید پورحیدری روی مسیر پیشانی یخی
بعد از مرتب کردن چادر و خوردن شام آقای جباری در مورد بهمن، عبور از مسیرهای بهمنی، استفاده از نخ بهمن، مزایا و معایب یالها در صعودهای زمستانی و دلایل ایجاد نقاب صحبت کردند. البته سوال و جوابهایی در مورد نحوه استفاده از تبر یخ به عنوان میانی و صعودهای سرطناب و بستن پیچ یخ رد و بدل شد. ساعت 11 شب خوابیدیم. صبح ساعت 7 بیدار شدیم و بعد از خوردن صبحانه و آماده شدن به سمت محل کلاس -که این بار یک شیب حدوداً 70 درجه ای در یک دهلیز سمت شرق یخچال بود- حرکت کردیم. چون جنس یخ این دهلیز به علت بارش باران خوب نبود آقای جباری به عنوان نفر اول مجبور شد یک مسیر مایل رو سر طناب صعود کند. مربی بعد از صعود و کارگاه زدن، مسیر 20 متری رو روی کارگاه قرقره پایین اومد.

مربی روی مسیر دهلیز یخی
نوبت ما بود که سرطناب صعود کنیم. نفری یه مرتبه صعود کردیم و چند تا پیچ یخ بستیم و روی کارگاهی که مربی زده بود قرقره پایین اومدیم. بستن پیچ یخ و کارگاه پیچ یخ رو هم روی مسیر تجربه کردیم. در آخر کلاس هم یومار زدن روی یخ و فرود آمدن نفر آخر روی پیچ یخ و باز کردن آن با طنابچه ی پروسیک آموزش داده شد.

دهلیز یخی
ساعت 14 کلاس تمام شد و به سمت چادرها حرکت کردیم. مرتب کردن وسایل و جمع کردن چادرها یک ساعت بیشتر طول کشید. ساعت 5 بعد از ظهر رسیدیم همان جایی که کنار جاده ی پناهگاه پیاده شده بودیم. چند تا لندروور یه تیم بزرگ از کوهنوردهای زنجان رو به پناهگاه می بردن که ما تو برگشت ساعت 17:40 با یکی از اونا به سمت شابیل راه افتادیم. با آقای جامی هم تماس گرفتیم و ما رو تو شابیل سوار کرد و به سمت لاهرود حرکت کردیم. ساعت 19 رسیدیم لاهرود و با هماهنگی که با آقای تقی زاده کرده بودیم تقریباً 40 دقیقه ای زمان داشتیم تا شامی بخوریم وبه اتوبوس تهران برسیم. ساعت 19:45 کنار جاده ای بودیم که اتوبوس های مشکین شهر به تهران از آنجا می گذشتند. بالاخره ساعت 8 شب سوار اتوبوس تهران شدیم. صبح ساعت 7 صبح من و آقای جباری کرج پیاده شدیم و دو همنورد دیگرمان یک ساعت بعد در ترمینال غرب تهران پیاده شدند.

روز جهانی كوهستان فرصتی است برای ايجاد آگاهی در مورد اهميت كوهستان در چرخه ی زندگی ، روشن ساختن فرصت ها و محدوديت ها در موضوع توسعه در كوهستان ، و فراهم ساختن همكاری هايی كه می تواند سبب تغييرات مثبت در نواحی کوهستانی جهان شود .مجمع عمومی سازمان ملل ، از سال 2003 روز 11 دسامبر برابر با 20 آذر را « روز جهانی كوهستان » ناميده است . اين تصميم در پی اعلام سال 2002 به عنوان سال جهانی كوه ها گرفته شد و هر ساله ، موضوعی به عنوان شعار اين روز انتخاب می شود .
سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد (FAO)، فائو آژانس تخصصی سازمان ملل متحد است که تمام کوشش آن برای بالا بردن سطح تغذیه، بهبود تولید کشاورزی و محو فقر و گرسنگی در تمام دنیا است. گروه مدیریت پایدار کوهستان (PAIA-MTNS) - گروهی غیررسمی از کارکنان بخش های فنی فائو - برای ارتقاء ، بهبود و افزایش کارایی فائو در توسعه پایدار کوهستان بصورت هماهنگ و بصورت میان رشته ای، فعالیت می کند. گروه مدیریت پایدار کوهستان (PAIA-MTNS) در تلاش های فائو برای دستیابی به اهداف هزاره سوم، خصوصا اهدافی که بر کاهش فقر و گرسنگی و تضمین پایداری محیط زیست متمرکز هستند، مشارکت مهمی دارد.
فائو به چالشهای توسعه پایدار کوهستان از راه های گوناگون در سراسر دنیا پاسخ می دهد و بوسیله دپارتمان های فنی خود، نیازهای مردم کوهستان و محیط های کوهستانی را از طریق کار منسجم، برنامه درمحل، پشتیبانی مستقیم کشوری و مشارکت در همیاری های جهانی، پاسخ می دهد. تمرکز بر کوهستان ها بخش جدائی ناپذیر مسئولیت فائو بعنوان آژانس تخصصی سازمان ملل است که تمام کوشش آن برای بالا بردن سطح تغذیه، بهبود تولید کشاورزی و محو فقر و گرسنگی در تمام دنیا است.
موضوع سال 2009: مدیریت حوادث طبیعی کوهستان
از سال 2003 هر ساله موضوعی برای جلب مشارکت عموم مردم، کوهنوردان، دولت ها، NGO ها و غیره تعیین می شود تا با تهییه بروشور، مقاله و پوستر نظرات و پیشنهادات خود را ارائه دهند. موضوع سال 2009 مدیریت حوادث کوهستان است. مناطق کوهستانی نواحی پرخطری هستند. بسیاری از جوامع با اقلیم کوهستانی در معرض تهدیدهایی مانند زمین لرزه، آتشفشان، بهمن، ریزش کوه و سیل قرار دارند. عوامل بسیاری سبب می گردد تا مردم در این مناطق آسیب پذیر زندگی کنند: وابستگی های خویشاوندی و اجتماعی، تصورات مختلف فرهنگی از خطر و فقر از جمله آنهاست.
از اهداف روز جهانی کوهستان با عنوان یاد شده در سال 2009، بالا بردن سطح آگاهی درباره خطرات طبیعی در مناطق کوهستانی و میزان آسیب پذیری جوامع با اقلیم کوهستانی است. همچنین در این اهداف اقدامات پایدار در زمینه کشاورزی، مرتع داری و جنگل داری به عنوان عناصر کلیدی در کاهش خطرات و همچنین بسط راهبردها و سیاست های جامع در سطح بین المللی مورد توجه است.
جلسه ی توجیهی و ثبت نام برای برنامه ی این هفته(خون کهار) نداریم (به خاطر شلوغی ۱۶ آذر).
توضیحاتی راجع به برنامه در وبلاگ قرار دادیم و ثبت نام به صورت تلفنی انجام می شود.
قله خون کهار 20/9/1388
قله خون کهار واقع در رشته کوه های البرز مرکزی است و ارتفاعش تقریبا 3800 متر از سطح دریا است. نحوه دسترسی به آن از جاده چالوس، نرسیده به پل خواب روستای نشتارود هست و قله های همسایش ناز و کهار در غرب، قله منار در شرق و هفت خان و کلاشویا و کرچان در شمال اون قابل دیدن هستن. شیب مسیر تقریبا زیاده و روی یال اصلی باد نسبتا شدیده. از پای مسیر تا قله تقریبا 5-6 ساعت راه داریم و حدودا 4 ساعت هم مسیر برگشت طول می کشه و به امید خدا 7-8 شب تهران خواهیم بود. در ادامه توضیحاتی که مربوط به شرکت در برنامه می شه رو میبینین:
جلسه توجیهی :
دوشنبه جلسه نداریم. و توجیهی و ثبت نام به صورت تلفنی انجام می شود.
مبدا و زمان حرکت: امیرآباد شمالی، روبروی درب دانشکده فنی، ساعت 4:30 صبح روز جمعه
تاخیر مجاز نیست و راس ساعت گفته شده حرکت می کنیم.
لوازم مورد نیاز برنامه: تجهیزاتی که در این برنامه باید همراهتون باشه به طور کلی تجهیزات مناسب برای صعودهای زمستانه هست و به طور جزئی در جدول پایین اومده.
داشتن اون لوازمی که * ندارن واجبه و نداشتن حتی یکی از این وسایل باعث می شه که نتونیم از حضور شما در برنامه استفاده کنیم.
• کوله مناسب ضد آب
• کفش مناسب نیمه سنگین برای راهپیمایی چند ساعته در برف مناسب باشه و پاتون رو در برابر یخ زدگی محافظت کنه
• جوراب گرم و یک جفت اضافه در کوله داشته باشین
• گتر
• شلوار و کاپشن بادگیر
• شلوار و کاپشن پلار
• دستکش پلار و روکش دستکش
• کلاه طوفان *
• عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب
• عینک طوفان *
• هدلایت و باطری اضافه
• باطوم همراه با گل برف
• لوازم بهداشت فردی
شماره تماس با انجمن:۰۹۳۶۷۲۴۰۲۰۶
با تشکر
سرپرست برنامه:مهسا مقدس
دورهي آموزشي "فلسفهي طبيعت گردي و كوهنوردي" در تاريخ 18آبان ماه 1388 برگزار گرديد
در ره روح پست و بالاهاست
كوه هاي بلند و درياهاست
مولانا
دورهي آموزشي "فلسفهي طبيعت گردي و كوهنوردي" در تاريخ 18آبان ماه 1388 برگزار گرديد، اين دوره ضمن اينكه بسيار سودمند و لذت بخش بود ميتواند سرآغاز روندي سودمند باشد كه در پايان اشاره كردهام.
برخي دوستان شركت كننده در دوره گفتهاند:
1- حضور در اين كلاس عمقي بيشتر به فعاليت هايمان در طبيعت بخشيد.
2- اخلاق محيط زيست و حفاظت از محيط زيست ريشهي فلسفي دارد.
3- خدا را شكر كه هيات كوهنوردي استان تهران، براي اجراي اين برنامهي تخصصي از فرد قابل صلاحيتي دعوت كرده است.
4- بسی ذوق زده شدم . بالاخره راز تحمل اینهمه مرارت در رسیدن به قله یا هر مقصد دیگری را خواهیم فهمید.
5- زيبايي از منظر
جبران خليل جبران
:
اما آنان كه بي قرارند و دل به آرام نسپارند، ادعا چنان كنند كه فريادش در
كارگاه كوه شنيده اند .
6- اين دوره براي كساني است كه دغدغه چرايي كوهنوردي و فلسفه و زندگي دارند.
7- اين جلسه شروعي خوب و تلنگري كوچك بود براي كساني كه با نگاهها و دغدغههاي گوناگون به آرامش طبيعت پناه ميبرند.
8- بسیار خوشحالم
که در درسی نو، حضور داشتم، بسیاری از چراییهای کوه و کوهنوردی به بحث و نقد
گذاشته شد. شاید برای اولین بار بود که حصارها و باورهای از پیش قضاوت شده خویش را
کنار میگذاشتم و با دیدی دیگر تحت عنوان فلسفه کوهنوردی به این مقوله می نگریسم.
خیلی وقت بود که حرف نو نشنیده بودم، حرفهای از پیش شکل گرفته، دل آزردم می کرد و
بسیار جای خوشحالی است که دید جدید بینارشته ایی را به کوه وارد نمودید و چقدر
زیباست علاقمندان کوه، محیط کوهستان را آنگونه که هست بشناسند .
بدینوسیله تقدیر و تشکر خود و دوستانم را خدمت جناب آقاي منصوري اعلام می دارم
و امیدوارم در تداوم چنین بحثهایی اخلاق کوهنوردی و منشور کوهنوردی نیز به زودی
زود شکل اجرایی به خود بگیرد .
ابتدا بايد گفت كه به نظر ميرسد، كوهنوردان شايسته است دربارهي اين فعاليت بيشتر مطالعه، تحقيق و انديشه كنند. البته دغدغه تامل و گفتگو دربارهي كاركردهاي سودمند و مخرب اين فعاليت همواره بين كوهنوردان وجود داشته است اما خلا گفتگوي جدي تر و علمي برپايه مسايلي كه امروزه در دنيا مطرح است در جامعه كوهنوردي ايران احساس ميشود.
استاد گرانقدر اين برنامه، اردشير منصوري بود كه دغدغه كوهنوردي و محيط زيست دارند و بر روي بحثي بينارشته اي در فلسفه با موضوع فلسفه اوقات فراغت و كوهنوردي بسيار مطالعه و انديشه نموده اند.
سرفصلهاي مطرح شده عبارت بودند از:
1- فلسفه چيست؟
2- نكاتي در چيستي كوهها
3- فلسفة كوه و كوهنوردي، حوزهاي بينارشتهاي با نگاهي به تجارب جهاني
4- فلسفه فراغت؛ كوهنوردي، يك فعاليت فراغتي اصيل و غني (كارويژههاي ورزشي و روانشناختي كوهنوردي(
5- فلسفه و اخلاق محيط زيست، كوهستان، كوهنوردي
در پايان پيشنهادهاي زير مطرح شد و اميدواريم جامعه كوه نوردي بتواند آنها را پيش ببرد.
1- تاليف مقاله و روشنگري در فلسفه طبيعت و تصحيح نگرش انسانها نسبت به محيط زيست
2- تاليف مقالاتي در فلسفه طبيعت و معرفي استعدادهاي فراغتي كوهنوردي
3- گزارش نويسي سفرها و برنامههاي كوهنوردي با ملاحظات فلسفي و اخلاقي
4- سمينار يكروزه فلسفه كوهنوردي (بينارشته اي)
5- تدوين منشور اخلاقي كوهنوردي با همكاري فعالان، منتقدان و پيشكسوتان كوهنوردي
6- پيگيري و همياري براي برگزاري متعدد، دورهي آموزشي "فلسفهي طبيعت گردي و كوهنوردي" در جامعه كوهنوردي
7- ضرورت و خلا كتاب در اين زمينه با نظر به دغدغه ها جامعه طبيعت دوست ايران
8- ضرورت پرداختن به موضوع فلسفه و اخلاق ِ محيط كوهستان و كوهنوردي در جامعه كوه نوردي و وبلاگ هاي دوستداران طبيعت و كوه نوردي.
9- پتانسيل بالاي اين موضوع براي برگزاري مسابقه يا نمايشگاه عكس و همچنين فراخوان مقاله.
بخش فرهنگی و محیط زیست هیئت كوه نوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران اين دوره را با همكاري انجمن كوه نوردي دانشجويان دانشگاه تهران برگزار كرد، از همهي عزيزاني كه براي برگزاري همياري نمودند، سپاسگذاريم.
گردآوري: محمود بهادري